X
تبلیغات
نوآوران دانش

نوآوران دانش

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد.

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود.

هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.


پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت:

پسر تو اینجایی؟
می بینی چقدر زیباست!
رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟
حیرت آور است!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!
وای! خدای من، خیلی زیباست!
کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید.
کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت!
نظر تو چیست پسرم؟



پسر حیران و گیج جواب داد:

پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟
چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟


پدر گفت:

پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست!
به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!

 

فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: " ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 10:19  توسط راضیه  | 

هوشتو محک بزن

تست آی کیو (مشكل و خیلی جالب)

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه

 به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد

پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان

 آی کیو شما را نشان میدهد

1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز

 چند ماه 29 روز دارد؟



2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر

 نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد

 تا تمام قرصها خورده شود؟



3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم

را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای

زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده

 بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل

 آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام

گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده

برایش باقی مانده است؟



6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق

سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟



7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت

 جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک

میشود این خرس چه رنگی است؟



8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟



10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت

 تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید

 و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده

 و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران

 برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

------------------

پاسخ تست ها

1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.


2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری

 را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).


3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد

 پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

 ساعت 9 شب است.


4 .  70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).


5 .   9 گوسفند.


6. کبریت.


7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت

 جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.


8 .   2سیب.


9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).


10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست:

سطح هوش:
7 پاسخ نادرست و بیشتر: در حد دانش آموز دبستان.

6 تا : دانش آموز دبیرستان.

5 تا: دانشجو.

2-3 : استاد دانشگاه.

1 : مدیران ارشد و نخبه.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 9:51  توسط فاطمه  | 

مطلب بروزدرمورد فیزیک بخونیا...

 
هفت شگفتی عظیم در جهان فیزیک

ما به جایی رسیده‌ایم که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم
. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد.


جهان هستی چگونه برپاست؟
ما به جایی رسیده‌ایم که که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد.
هم‌اکنون یک ایده‌ی خوب در ذهن ما هست که می‌تواند منتج به کشف حقیقت و بنیاد هستی شود. علم فیزیک در قرن بیستم بر پایه‌ی انقلابهای دوگانه‌ی مکانیک کوانتومی (تئوری ماهیت جسم) و نظریه‌ی معروف اینشتین در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبیت، بنا شده است. اما وقتی شما به دو تعریف نهایی از واقعیت دست پیدا می‌کنید زمانی که تنها یک واقعیت را موجود می‌بینید، این راضی‌کننده نیست.
تلاش برای یگانه‌سازی این دو تئوری، موانع تکنیکی فنی و مفهومی وحشتناکی را بر سر راه بهترین نظریه‌پردازان فیزیک در طول دهه‌های گذشته قرار داده و آنان را به چالش کشیده است. برای مثال از آنجایی که جاذبه، خودش را به عنوان یک عامل ایجاد انحراف در فضای چهاربعدی زمان-مکان معرفی می‌کند، پذیرش نظریه‌ی کوانتومی در مورد جاذبه ایجاد مشکل می‌کند. از یک جهت، این به معنای پذیرش شک و تردید هایزن‌برگ در مورد فرضیات موجود راجع به زمان مکان به شکل فی‌نفسه است که قطعاً مشکل‌ساز خواهد بود.
اما ممکن است این تردیدها، یک معنای دیگر هم داشته باشند و آن به معنای وجود یک مشکل در رابطه با گرایش و رویکرد ما نسبت به قضیه است. شاید ما نباید مفهوم جاذبه را به تنهایی بررسی کنیم. اکثر تلاشهایی که برای یکسان‌سازی نظریات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به این گشتند که تعریف کیفیت و کمیت جاذبه، وارد یک بحث و میدان جدید شود که به ناچار همه‌ی نیروهای طبیعت مانند همه‌ی اجزای زیراتمی را به یک چارچوب تئوریک محدود می‌کند. این ایده‌یی است که برخی از فیزیک‌دانها آن را "تئوری همه‌چیز" می‌خوانند.
نظریه‌ی جدیدی که در حال حاضر مطرح می‌شود، نظریه‌ی "فرا-رشته‌یی" است که به وجود حلقه‌های کوچک و ریز رشته‌یی اتمی به عنوان سازنده‌ی همه‌ی مواد حکم می‌دهد. فرضیه‌ی دیگری که وجود دارد و به تئوری ام مشهور است هنوز کمی پیچیده و مبهم به نظر می‌رسد و می‌تواند به عنوان لایه‌یی که در ابعاد وسیعتر فضایی حرکت دارد، تصویر شد. اما مرحله و روند پیشرفت در این نظریه‌ها در بهترین حالت، اینگونه جمع‌بندی می‌شود که هیچ کس دقیقاً به یاد نمی‌آورد وجود حرف "M" در نظریه‌ی ام، دقیقاً به چه دلیلی است و چه واژه‌یی را تداعی می‌کند. راه درازی در پیش است...
۲) آیا "ضدجاذبه‌"ی اینشتین واقعاً یک اشتباه بود؟ اینشتین، ضدجاذبه را بزرگترین اشتباه خود می‌شمارد. اما به نظر می‌رسد که او با اضافه کردن یک نظریه‌ی ضدجاذبه به فرضیه‌ی نسبیت خود که آن را شرط فلسفه‌ی انتظام گیتی می‌خوانند، کار درستی انجام داده است.
این شرط اضافه در فرضیه‌ی نسبیت، به فضا یک خاصیت تدافعی نسبت می‌دهد به این معنا که فضا خودش را دفع می‌کند، گسترده‌تر می‌شود و هرچه سریعتر این روند افزایش گستردگی ادامه می‌یابد. اینشتین این عامل به ظاهر بی‌ارزش را اضافه کرد چرا که تصور می‌شد جهان هستی ثابت است و بی‌حرکت. در نتیجه نیاز بود تا نیرویی وجود داشته باشد و قدرت کشش جاذبه‌یی زمین را بالانس و دچار تعادل کند که مواد موجود بر روی زمین، کوچک و کوچکتر نشوند.
اما در دهه‌ی ۱۹۲۰، ادوین هابل کشف کرد که جهان هستی خود به خود در حال گسترش و افزایش است. در نتیجه اینشتین نیز نظریه‌ی "تعادل انتظامی گیتی" را به دلیل ترس، پس گرفت!
اما به نظر می‌رسد این ایده نباید محو شود. نظریه‌ی کوانتومی میدانها، ثابت می‌کند که حتی فضاهای خالی نیز با انرژی زیاد در حال طغیان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثیر جاذبه‌یی g=۱۰ که نظریه‌ی ضدجاذبه‌ی اینشتین را توصیف می‌کند. این نظریه در مورد قدرت دافعه‌ (که در مقابل جاذبه مطرح می‌شود) مقداری گنگ و مبهم است اما به آن یک ارزش تخمینی می‌دهد.
تقریباً ۱۰ سال پیش، فضانوردان متوجه شدند که سرعت گسترش ابعاد جهان هستی در حال افزایش است و در نتیجه نظریات آزمایش خود در مورد نیروی ضدجاذبه را مطرح کردند. در عین ناباوری و سرگردانی فیزیکدانها هم این فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل ۱۲۰ نیرو دانستند که ۱۰ بار از مقدار پیش‌بینی‌شده‌ی قبلی کوچکتر است.
این نتیجه، بسیار گمراه‌کننده و عجیب است. اگر تعادل برقرار شده میان جاذبه و دافعه، مقداری برابر با صفر بود، در نتیجه یکی از قوانین عمیق و مهم طبیعی در موردش صدق می‌کرد اما یک عدد غیرصفر که تازه با تئوری ابتدایی نیز غیرقابل مقایسه شناخته شده را نمی‌شود تعبیر کرد.
برای وخیم‌تر کردن شرایط، کیهان‌شناسان به ایده‌یی علاقه‌مند شدند که نیروی دافعه‌ی بسیار قوی و بزرگی در اولین مرحله‌ی تفکیک پس از انفجار بزرگ یا Big Bang را مطرح می‌کند چرا که این نظریه، سناریوی جذاب و محبوب مربوط به زمین غیرمسطح و در حال افزایش حجم را تایید می‌کند. با توجه به این تئوری، جهان هستی پس از تولد و شکل‌گیری، با سرعتی غیرقابل باور توسط یک عامل قدرتمند و عظیم، تغییر حجم داد و این نیرو را قدرت ضدجاذبه یا دافعه ایجاد نمود.
در نتیجه اگر بخواهیم دلیل و برهانی بر این افزایش حجم سریع و روزافزون بیابیم، به نظریه‌یی نیاز داریم که توضیح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسیار قوی و شدید بود، سپس با شتاب و سرعت کاهش مقدار پیدا کرد و سپس به مقداری در حوالی صفر رسید. به عبارت دیگر، ما می‌خواهیم بدانیم که چرا نیروی ضدجاذبه، تقریباً در اولین فازهای شکل‌گیری جهان هستی حذف و محو شد اما به طور کلی از بین نرفت؟ یک احتمال این است که نیرو بر اثر گذشت زمان، محو می‌شود. احتمال دیگر می‌تواند این باشد که نیرو در فضا تغییر می‌کند و در نتیجه ممکن است از ورای دوربین تلسکوپهای ما، همه چیز بسیار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اینگونه است، در نتیجه هر جسمی در آن منطقه، با سرعت در کهکشانها و ستاره‌های دیگر پخش و متلاشی می‌شد و در نتیجه اصلاً هیچ ناظری نمی‌توانست حضور داشته باشد تا نیرو را اندازه بگیرد.
آنچه که ما نیاز داریم، یک تئوری است که قدرت نیروی دافعه یا ضدجاذبه را به اندازه‌ی بخشی از قدرت همه‌ی نیروهای موجود در طبیعت برای ما تعریف کند. متاسفانه به نظر نمی‌رسد که تئوریهای موجود مثل تئوری فرارشته‌یی یا تئوری "ام"، این میزان خاص را مشخص کنند و مقدار کمی که باقی می‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآمیز خواهد بود. در نتیجه باید دوباره به سوال یک رجوع کنیم!
۳) چرا ما در سه بعد زندگی می‌کنیم؟ آیا اینکه زمین ما سه بعد دارد، اتفاقی است یا باید برایش دنبال یک تعبیر عمیقتر گشت؟ بعضی از تئوریسین‌ها معتقدند که فضای به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقی از سه بعد تشکیل گشت و ممکن است قسمتهای دیگری از جهان هستی وجود داشته باشند که ابعادشان متفاوت باشد.
مثلاً هیچ دلیل منطقی نمی‌توان یافت برای پاسخ به این سوال که چرا مثلاً جهان هستی فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پیش، ادوین آبوت اثری به نام "زمین مسطح" نوشت که در آن جهانی دوبعدی را تصویر کرد. جهانی که در آن اجسام و موجودات حیات خود را تنها بر روی "سطح" ادامه می‌دادند. اما فیزیک جهان دوبعدی با فیزیک جهان ما بسیار متفاوت خواهد بود. برای مثال در فضای دو بعدی، امواج به شفافیت انتشار در فضای سه بعدی، پخش نمی‌شوند و باعث ایجاد انواع مشکلات در سیگنال‌رسانی و انتقال اطلاعات می‌گردند. و نیز از آنجایی که زندگی آگاهانه، به فرآیند انتقال درست و صحیح اطلاعات بستگی دارد، در نتیجه این تفاوتها کافی خواهند بود برای اینکه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقی ناشناخته محدود نگاه دارند.
تصور کردن فراتر از سه بعد نیز مشکلات مختلفی به همراه خواهد داشت. در چنین حالتی، سیستمهای نجومی و سیاره‌یی غیرممکن می‌شوند چرا که عکس قانون جاذبه یعنی قانون قدرتهای افزایشی به وجود خواهد آمد. در نتیجه به نظر می‌رسد که جهان سه بعدی تنها جهانی است که وجود دارد و فیزیکدانها می‌توانند درباره‌اش بنویسند. اما نکات ریزی وجود دارد که باعث می‌شود این فرضیه با شک و تردید همراه باشد.
شاید فضا سه بعدی نیست و تنها اینگونه برای ما نشان داده می‌شود. شاید فضا ۹ یا ۱۰ بعد دارد و حتی ابعاد بیشتر! برخی از تئوریهایی که قصد یکپارچه‌سازی نیروهای طبیعت را دارند مانند فرضیه‌ی فرا-رشته‌یی، امکان وجود تعداد ابعاد بیشتری نسبت به آنچه که ما می‌بینیم را رد نمی‌کنند.
دلیلشان نیز این است که بسیاری از معادلاتی که برای توصیف وضعیت موجود به کار می‌روند، با در نظر گرفتن تعداد بیشتر ابعاد، نتایج بهتری می‌دهند! در نتیجه نمی‌توان آن را کاملاً بی‌معنی دانست. ابعاد اضافی فضا، سابقه‌ی حل بسیاری از مشکلات و مسایل حل‌ناشدنی فیزیک را دارند. برای مثال اینشتین برای توصیف کردن جاذبه، به یک بعد اضافی نیاز داشت و آن، زمان بود. و تئودور کالوتزا نیز یک بعد به سه بعد اثبات شده اضافه کرد چرا که می‌خواست نظریات جاذبه را با فرضیات ماکس‌ول در مورد الکترومغناطیس، همگون سازد.
مطمئناً ما نمی‌توانیم بعد چهارم را ببینیم اما این هم احتمالاً یک دلیل دارد. این بعدهای اضافه، می‌توانند بسیار کوچک و فشرده شوند. یک لوله‌ی پلیمری آب را از دور در نظر بگیرید. مانند یک خط دراز و معوج به نظر می‌رسد. از یک بعد نزدیکتر آن را نگاه کنید. به شکل تیوب یا لوله دیده می‌شود. اما آنچه که در حقیقت این لوله را می‌سازد، یک سطح دایره‌یی شکل کوچک است که دور محیط لوله چرخیده است. به طور مشابه، بعد چهارم نیز می‌تواند چنین لوله‌یی باشد که دور فضای سه‌بعدی می‌چرخد اما آنقدر کوچک است که دیده نمی‌شود.
در نتیجه تصور کردن ابعاد بسیار زیادتری که اینگونه در فضا پنهان‌ شده‌اند، به راحتی ممکن است. اما متاسفانه نظریه‌ی فرا-رشته‌یی هنوز دقیقاً سه بعد گشوده‌شده را تایید نمی‌کند در نتیجه برای تصور ما نسبت به جهان هستی هم تعریف درستی نمی‌توان ارایه داد.
اما برای تصور کردن یک بعد جدید، راههای دیگری هم هست. فرض کنید نیروهای فیزیکی بتوانند نور و جسم را به یک صفحه‌ی سه‌بعدی مسطح یا ورقی‌شکل تقلیل دهند و محدود کنند در حالی که به برخی پدیده‌های دیگر فیزیکی اجازه می‌دهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساکن شدن سطوح دو بعدی به جای اجسام سه‌بعدی در فضاهای مشخص باعث می‌شود تا هر جسم و پدیده‌یی به شکل طرح و نقشه‌اش نشان داده شود. مثلاً ما یک توپ کره‌یی شکل را به صورت دایره ببینیم! به طریق مشابه، ممکن است ادعا شود که ما در حال حاضر تنها تصویری سه بعدی از اجسام و مفاهیمی را می‌بینیم که در واقع چهاربعدی هستند.
اما فضای "سه لایه‌یی" ما می‌تواند تنها در چهار بعد نیز محدود نشود. لایه‌های قابل کشف دیگری نیز می‌توانند وجود داشته باشند که در فضای چهاربعدی حضور دارند. اثبات این فرضیه، انجام آزمایشهایی تازه را می‌طلبد که وجود بعد چهارم را نیز به ما نشان دهد. اما این نظریه وجود دارد که برخورد لایه‌های چندبعدی در مقیاسهای این‌چنینی می‌تواند به تکرار شدن "انفجار بزرگ" منجر گردد در نتیجه حضور ما بر روی کره‌ی زمین شاید اصلاً موید همین مطلب باشد که فضا واقعاً سه‌بعدی نیست!
۴) آیا سفر در زمان امکانپذیر است؟ شاید سوال یک نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبه‌ی کوانتومی را فراموش کنید. شاید این سوال را هر کسی دوست دارد که پاسخ دهد. سفر در زمان به یک موضوع علمی تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینکه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام "ماشین زمان" را نوشت. اما هرآنچه که اینجا مطرح شده، لزوماً علمی تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یک واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید می‌کند که یک جسم ناظر و مشاهده‌گر در برابر زمین، می‌تواند به سمت آینده‌ی زمین جهش کند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت کرده‌اند.
اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد که شاید در تئوری قابل اثبات و ممکن باشد اما به یک شاهکار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینه‌هایش فکر نکنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشکلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمی‌کند که یک جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مکان سفر کند و به عقب هم برگردد. اما در همه‌ی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارق‌العاده‌یی نیز در نظر گرفته شده است.
یکی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یک "لانه‌ی مار" فضایی خواهد بود. تئوریسین‌ها معتقدند چنین تونل یا دروازه‌ی ستاره‌یی که دو نقطه را در ابعاد زمان مکان به یکدیگر متصل کند، وجود دارد. اگر یکی‌شان را پیدا کنید و داخلش بپرید، چند لحظه‌ی بعد از نقطه‌یی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چاله‌یی وجود داشته باشد، می‌توان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ کرد. می‌توانید از طریق آن سفر کنید و نه تنها از یک مکان دیگر سر دربیاورید، که وارد یک زمان دیگر نیز بشوید. این "زمان" می‌تواند در گذشته یا آینده باشد.
اگر امکان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوکس‌ها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یک مسافر زمان که به سالهای گذشته می‌رود و مادرش را وقتی یک کودک است، به قتل می‌رساند. از این تضادها می‌توان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم که هیچ چیز نمی‌تواند قانون علت و معلول و کنش و واکنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است.
برای بسیاری از فیزیکدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوکینگز نظریه‌ی "تخمین محافظت از تسلسل وقایع" را مطرح می‌کند و معتقد است که یک نیرو یا عامل خاص باعث می‌شود تا اجسام فیزیکی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیکی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می‌افتد. برای مثال انرژی خلاء کوانتومی در صورتی که هیچ محدودیتی برای ورود به حفره‌های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند کرد و دفع خواهند شد.
این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است که بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن می‌کنند. همانطور که هاوکینگز اشاره کرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر می‌رسد برهان یا تکذیبیه‌یی برای حل این مساله، خود به مشکلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یک نظریه‌ی رام‌شدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبه‌ی کوانتومی.
۵) آیا ما در یک صافی کهکشانی زندگی می‌کنیم؟ سیاهچاله‌های آشنای کهکشانی همچنان می‌توانند باعث ایجاد بهت و حیرت برای فیزیکدانهای تئوریست شوند. یک سیاهچاله‌ی فضایی می‌تواند زمانی که یک ستاره‌ی بزرگ آتش می‌گیرد و محو می‌شود، تشکیل گردد. هسته‌ی آن بر اثر جاذبه‌ی درونی فراوان، به دو نیم تقسیم می‌شود. اگر جسم به لحاظ شکلی، کروی باشد، آنگاه همه‌ی مواد تجزیه‌شده از ریشه با نسبتهای مساوی به سمت مرکز هندسی هسته، ریزش می‌کنند در نتیجه مقدار میدان چگالنده و میدان جاذبه به بی‌نهایت میل خواهد کرد. تا زمانی که جاذبه، خود را به عنوان تاروپودی از هندسه‌ی مکان زمان معرفی می‌کند، میزان خمیدگی و پیچش این دو بعد یعنی زمان و مکان، به بی‌نهایت میل خواهد کرد و برای زمان مکان یا هر دوی آنها، یک خط مرز و محدوده خواهد ساخت. ریاضیدانها، این پدیده را تکین یا فردیت می‌نامند.
هیچ کس نمی‌داند که از این فردیت‌ها، چه چیزی حاصل می‌شود. آیا فضا-زمان، همانجا به پایان خواهد رسید یا این فردیتها به از کارافتادگی نظریات ما منجر می‌شوند؟ اگر زمان مکان مرز و حدودی داشته باشد، آنگاه پیش‌بینی کردن حاصل آن نیز غیرممکن خواهد بود. از آنجایی که پیش بینی و فلسفه‌ی جبر و تقدیر، پایه‌ی همه‌ی تصاویر علمی و منطقی از جهان حاضر را تشکیل می‌دهد، فردیتها می‌توانند پا را از مرزهایی فراتر بگذارند که علم نمی‌تواند.
وقتی یک سیاهچاله‌ی فضایی، حاصل یک تفرد را در بربگیرد، آن دیگر پوشیده و مستور می‌شود و دیگر تهدیدآمیز نیست. در ۱۹۶۷، راجر پنروز، فرضیه‌ی "سانسور فضایی" را مطرح کرد. در این فرضیه، اعتقاد بر این بود که همه‌ی تفردهای ایجادشده بر اساس کاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سیاهچاله‌های فضایی پوشیده می‌شوند و در نتیجه برای ما غیرقابل مشاهده هستند. راه چاره نیز غیرقابل دسترسی بود یعنی وجود تفردهای ناپوشیده که می‌توانند باعث اتفاقاتی بدون توجیه و دلیل منطقی و عقلانی شوند.
سپس چند سال بعد، استفان هاوکینگز، یک پیچیدگی دیگر در مورد این مساله را نیز مطرح کرد. او متوجه شد که سیاهچاله‌ها، امواج گرمایی از خود منتشر می‌کنند و به آرامی تجزیه می‌شوند. تئوریسین‌های فیزیکی، آنچه که ممکن بود در پایان اتفاق بیفتد را اینگونه تصور کردند: آیا این تبخیر و تبدیل در نهایت، تفردهای موجود در دل سیاهچاله‌ها را نمایان و بی‌پرده خواهد کرد؟ این مساله در مباحث مربوط به تئوری اطلاعات نیز به شکلی دیگر مطرح شد. وقتی ستاره‌یی از یک سیاهچاله برمی‌خیزد، محتوای اطلاعات جزیی ستاره (مانند تعداد اجزا و ذره‌هایی که از آن تشکیل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تکه عضو در ستاره به کار رفته) برای یک ناظر بیرونی، غیرقابل مشاهده خواهد بود.
در نتیجه زمانی که یک سیاهچاله‌ی فضایی از بین می‌رود، آیا اطلاعات بر اثر نوعی از تابش که هاوکینگز مطرح کرد، دوباره برمی‌گردند؟ این سیاهچاله‌ها به نظر می‌رسد به وضوح در همه‌جای جهان هستی وجود دارند و حاضر هستند. اگر پیچ‌ و تابهای موجود در حفره‌های ماری (حفره‌های تکینی) باعث آشکار شدن یک چاله‌ی جدید در بعد فضا زمان می‌شوند، پس می‌توان نتیجه گرفت که جهان هستی مثل یک کف‌گیر یا صافی فضایی در حال نشست کردن است؟ اگر اینگونه است، پس محتویاتش به کجا می‌روند؟ ۶) جهان هستی از چه چیز ساخته شده است؟ دریغ و افسوس که این سردرگمی همچنان ادامه دارد. فیزیکدانها دقیقاً نمی‌دانند و مطمئن نیستند که آنجا چه چیزهایی هست. در نجوم اینگونه مطرح می‌شود که آنچه شما می‌بینید، دقیقاً آنچه نیست که وجود دارد. ستاره‌ها، سیاره‌ها و توده‌های غبار موجود در فضا از اتم‌های معمولی تشکیل شده‌اند. اما برای هر گرم از اجرام معمولی در جهان هستی، چندین گرم اجرام نادیده و ناشناخته وجود دارد.
ما این را از نوع حرکت ستاره‌ها می‌دانیم. کهکشان راه شیری بیش از حد تند می‌چرخد و این برای نیروی جاذبه ایجاد مشکل می‌کند که همه‌ی اجسام و اجرام قابل مشاهده‌ی بر روی آن را نگاه دارد. ستاره‌های اطراف نیز اگر مقدار زیادی از اجرام و اجسام فضایی در اطرافشان در حال کشیده شدن نبودند، حتماً سقوط می‌کردند. کهکشانهای دیگر نیز همین‌گونه اند. حجم زیادی از مواد و اجرام نادیده و ناشناس در بین کهکشانها وجود دارند که آنها را به دسته‌های در حال جنب و جوش و آسیاب کردن تبدیل می‌کنند.
اگر جهان هستی را یک کل در نظر بگیریم، آنگونه که گسترش پیدا می‌کند و پس‌زمینه‌ی کهکشانی در حال ساطع کردن امواج گرمازا (پس‌فروزشهای در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) یعنی همه‌ی اجزای ظاهری و قابل رویت جهان هستی، به وجود یک اصل فراگیر و نافذ اشاره می‌کنند، یعنی جهان پنهان هستی.
تئوریهای این‌چنینی در مورد ماهیت ماده یا "جرم تاریک" باز هم وجود دارند. از دسته‌های بزرگ سیاهچاله‌های فضایی گرفته تا ذرات ریز تجزیه شده‌ بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در این مورد، سه ایده‌ی اصلی وجود دارد. نخستین ایده، نظریه‌ی "انرژی تاریک" است که مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شکل یکسان و یکنواخت پراکنده شده‌اند، رفتار می‌کند. مشاهدات به ما نشان می‌دهد که این اجرام می‌توانند بیش از دو سوم کل مواد جهان هستی را تشکیل دهند. نظریه‌ی دوم، نظریه‌ی "اشیای نورانی فشرده و حجیم" معروف به MACHO است. اشیایی مانند کوتوله‌های قهوه‌یی فضایی! فضانوردان، برخی از آنها را کشف کرده‌اند اما برای تشکیل دادن باقی‌مانده‌ی جهان هستی، این اشیا بسیار ناچیز هستند.
در نهایت، اجزا و ذرات ریز زیراتمی مانند نوترونها را داریم. این اجرام روان و سیال به سختی با دیگر اجرام و مواد تعامل می‌کنند و بسیار گنگ و نامعلوم به نظر می‌رسد که آیا آنها به کره‌ی زمین هم وارد می‌شوند یا نه. تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارند که شاید هر گروه یک میلیارد نوترونی از آنها، فقط به اندازه‌ی یک نوترون در برابر تمام مقادیر موجود در گیتی به حساب بیاید اما احتمالاً این ذرات جرم بسیار کمی دارند و بخش کوچک و ناچیزی از مواد و اجرام موجود در جهان را تشکیل می‌دهند.
تئوریسین‌ها معتقد به وجود نوع دیگری از ماده‌های پرنفوذ هستند که جرم قابل توجه و فراوانی دارند و به عنوان WIMP یا "ذرات حجیم کم‌تعامل" شناخته می‌شوند و آزمایشها برای به دست آوردن و جمع‌آوری آنها در حال انجام است.
ایده‌های عجیب و هیجان‌انگیز دیگری مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم یا وجود یک جهان دیگر در سایه‌ی کهکشهانهای شناخته شده نیز مطرح شده‌اند. شاید ماهیت جهان تاریک، مرکبی از بسیاری چیزها باشد که بسیاری از آنها هنوز هم ناشناخته‌اند. آنچه که واضح و مبرهن است اینکه به نظر می‌رسد اتمهای معمولی و رایجی که ما و کره‌ی زمین از آنها ساخته شده‌ایم، تنها بخش کوچکی از کل جرم و ماده‌ی موجود در جهان هستی را شامل می‌شود که بخش عمده‌ی آن را ناشناخته‌ها تشکیل می‌دهند.
۷) این سوالهای من از کجا می‌آیند؟ هوشمندی و آگاهی انسانها از کجا می‌آید؟ چرا برخی الگوها و صفحات سلولی الکتریکی مانند صفحات سلولی در مغز، دارای احساس و اندیشه هستند در حالی که برخی دیگر از این صفحات مانند سلولهای سراسری در دستگاه گوارش یا دستگاه تنفسی احتمالاً چنین احساساتی را ندارند؟ یا از سوی دیگر، چگونه می‌شود که مفاهیم انتزاعی و غیرجسمانی مانند تفکرات یا آرزوها می‌توانند الکترونها و یون‌ها را به سمت مغز حرکت دهند و دستگاه حرکت فیزیکی بدن را تحریک نمایند؟ یا آیا این سوالات فقط مغلطه‌ی بی‌معنا و بی‌مورد مفاهیم هستند؟ آیا فیزیکدانها این سوالات را به راحتی پاسخ می‌دهند؟ عده‌یی فکر می‌کنند که این سوالها برای فیزیکدانها، به آسانی پاسخ داده می‌شوند. ارتباط دادن جهان مادی و جهان معنوی، چیزی است که اکثر فیزیکدانها از آن اجتناب و دوری می‌کنند. اما اگر فیزیک مدعی باشد که یک علم جهان‌شمول و عمومی است، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که آگاهی و معرفت علمی، تعریفی عام و تلفیقی از هر دوی این مفاهیم است.
مکانیک کوانتومی به عنوان یک کلید در این زمینه شناخته شده است. بیشتر به این دلیل که ناظر بیرونی، نقشی اساسی در تعریف و تعبیر سیستمهای کوانتومی بازی می‌کند. اما هنوز راه زیادی مانده تا این موضوع روشن شود که تاثیرات کوانتومی می‌تواند به کل دستگاه و مجموعه‌ی نورونها و سلولهای عصبی برسد یا نه.
شاید کلید رسیدن به پاسخ، رجوع کردن به تعریف زندگی است. هیچ کس نمی‌داند که دقیقاً چگونه، کجا و چه زمانی، حیات شروع شد. شاید تلفیقی از مواد شیمیایی بی‌جان، در ابتدا منجر به تشکیل شدن بدن یک موجود زنده شد. به نظر نمی‌رسد که این اتفاق به شکل آنی و لحظه‌یی و در یک مرحله افتاده باشد و بی‌هیچ گفت‌وگویی، می‌توان ادعا کرد که یک فرآیند فیزیکی پیچیده و طولانی طی شده اما هنوز مشخص نیست که این سیر تکامل حیات، از مشکلات و مسایلی است که باید در حوزه‌ی فیزیک بررسی شود یا نه.
گاهی اوقات ادعا می‌شود که زندگی بر پایه‌ی قانونهای فیزیکی نوشته شده است. البته این مساله درست است که اگر این قوانین اندکی متفاوت بودند، زندگی به طور کلی دگرگون می‌شد اما هیچ چیزی در این قانونهای شناخته شده وجود ندارد که جسم یا مفهومی را به ساماندهی در زندگی مجبور کند. اگر قانون حیات نیز در طبیعت وجود داشته باشد، نمی‌توان در لابه‌لای قانونهای فیزیکی آن را یافت که خاستگاهش، نظریاتی چون تئوری اطلاعات و... است. علاوه بر اینها، یک سلول زنده، نوعی از ماده‌ی ناشناخته و جادویی نیست که یک سیستم و نظام بسیار پیچیده‌ی پردازش و تکرار اطلاعات است.
قوانین حاکم بر تئوری اطلاعات یا تئوری پیچیدگی، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوی دیگر، همانطور که اروین شرودینگر در دهه‌ی ۱۹۲۰ ادعا کرده بود، مکانیک کوانتومی نیز نقش مهمی در تاریخچه‌ی حیات بازی می‌کند.
هرچند که قوانین مربوط به پردازش کوانتومی اطلاعات، به شکل قابل ملاحظه‌یی با سیستمهای کلاسیک بیولوژیک تفاوت دارند اما می‌توانند کلیدی برای حل این مشکلات و پاسخ به این سوالها باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 9:46  توسط زهرا رازقی  | 

کاربرد های نانو

کاربرد نانو تکنولوژی درساخت صنایع گوناگون

جهان امروز نیازمند استفاده از ابزارهای جدیدی برای ارتقای سطح زندگی بشر است. روزانه مواد گوناگونی بر اثر کار و کوشش و تحقیقات به دست آمده، در چرخه تولید انبوه قرار گرفته و به بازار تجاری عرضه می شوند. برای مثال افزایش کارایی وسایل الکترونیکی با کاهش اندازه آنها، مانند کامپیوترهای بسیار پیشرفته و یا پیشرفت عظیم صنعت ارتباطات تنها با استفاده وسیع از نانو تکنولوژی میسر شده است.

در این مقاله به بررسی کاربرد کنونی فناوری نانو تکنولوژی در میان مدت و بلند مدت پرداخته ایم که مواردی از آن به طور خلاصه نقل می شود. صفحات خورشیدی و کیهانی: دی اکسید تیتانیم و اکسید روی در اندازه های نانو در صفحات خورشیدی برای جذب و یا انکسار پرتوهای ماورای بنفش که شفافیت لازم را برای عبور نور قابل رویت دارند، کاربرد بسیاری پیدا کرده است. ترکیبات مرکب: یکی از موارد مهم کاربرد نانوتکنولوژی ساخت ترکیبات مرکب از چند ماده مختلف است. برای مثال با استفاده از لوله، سیم و ذرات نانو محصولات چند منظوره ای تولید می شود که هم دارای خواص هر یک از عناصر تشکیل دهنده است و هم ساختار جدیدی با کاربردهای پیشرفته دارد. این مواد در علوم پزشکی، در وسایل بصری، الکترونیک و مغناطیسی به کار می روند. هم چنین کربن سیاه که اندازه آن به چند ده نانو می رسد برای تقویت لاستیک وسایط نقلیه مورد استفاده قرار می گیرد.

از یک نوع خاک رس در ابعاد نانو نیز برای ساختن سپرهای مقاوم وسایط نقلیه استفاده می شود.

▪پوشش سطوح:

استفاده از پوشش هایی در اندازه نانو و یا چند اتم، امکانات ویژه ای را به وجود آورده است. به تازگی شیشه هایی ساخته شده که با دی اکسید تیتانیم بسیار فعال پوشش داده شده است. این شیشه ها ضد باکتری، دفع کننده آب و از بین برنده مواد شیمیایی بوده و به طور خودکار خود را تمیز می کنند. کاربرد دیگر مواد نانو ساختن پوشش های بسیار مقاوم در مقابل خش، به صورت یک یا چند لایه بر روی لایه اصلی است. گروه بیشماری پارچه های قابل تنفس، ضد آب و لکه با کنترل منافذ و ناهمواری های سطح آن در حد اندازه های نانو از مواد پلیمری و غیرآلی ساخته شده ا ند.

▪ابزار برشکاری بسیار سخت:

ابزار ساخته شده از کریستال های تنگستن، تانتانیم و تیتانیم در اندازه های نانو، منجر به ساخت ابزار برش بسیار سخت تر در مقایسه با همان ماده در اندازه ذرات بزرگتر شده است. کاربرد این ابزار در سوراخکاری، برش فلزات در ماشین تراش، قالب سازی، سنگ بری و نظایر آن بسیار وسیع است.

●کاربردهای فناوری نانو در میان مدت شامل موارد زیر می شود:

▪رنگها و محلولها: استفاده از رنگها در اندازه نانو می تواند قابلیت هاو توانایی های بسیار خوبی را به رنگ بدهد. برای مثال ساختن رنگهای سبک می تواند وزن هواپیماها را کاهش داده و باعث صرفه جویی در سوخت آنها شود. کاهش حلال ها مورد دیگریست که از آلودگی محیط زیست جلوگیری می کند. محلول های ضد باکتری موارد استفاده بسیاری در تاسیسات تصفیه آب دارد و دیگر نیازی به استفاده از ضد باکتری مانند کلر نخواهد بود. نانو تکنولوژی در مبدل های حرارتی با جذب امواج قرمز باعث صرفه جویی در انرژی شده و با تغییرات دما و یا محیط شیمیایی اطراف آن، موجب تغییر رنگ می شود. عمده ترین هدف از اجرای این پژوهشها در مورد رنگها اهداف زیست محیطی است.

▪محیط زیست: مطالعه و بررسی بر روی تاثیرگذاری مواد نانو بر مواد آلوده کننده خاک و آبهای زیرزمینی و خنثی کردن تاثیرات مخرب آنها، نمونه ای از پژوهشهای میان مدت است. هم چنین تلاش برای ساخت موادی که سرب و جیوه موجود در محیط زیست را به صورت غیرفعال در آورد، ادامه دارد. اگر این تحقیقات به صورت کامل انجام شود، می توان از آلودگی سرب هوا که از سوخت ماشین های درون سوز بوجود می آید جلوگیری کرد.

▪سلولهای سوختی: سطح سلولی سوختها از نظر مهندسی تاثیر مستقیمی بر عملکرد درونی آن دارد. استفاده از هیدروژن به عنوان یک سوخت میانی ممکن است با تغییرات بنیادی هیدروکربورها در کاتالیستهای یک راکتور به دست آید. استفاده از علوم نانو برای شدت بخشیدن به عملکرد کاتالیزورها می تواند به بازدهی بیشتر و تولید سوختهایی با ذرات کوچکتر کمک کند. این عامل می تواند در افزایش تولید انرژی برق موثر باشد و در نتیجه برای تولید هیدروژن به جای استفاده از هیدروکربورها از مواد فراوانتر و سازگارتر با محیط زیست استفاده کرد. امروزه هیدروژن به عنوان جانشین سوخت هیدروکربورها در جهان بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

▪نمایشگرها: درخواست بسیاری برای تولید نمایشگرهای بزرگ، شفاف و تخت در تلویزیون، کامپیوتر و نظایر آن وجود دارد. نانو کریستال های سلنیوم روی، سولفات روی و سولفور کادمیم با روش ژل به صورت تنها(تبدیل ژل مایع به جامد) از موادیست که برای ساخت نور متصاعد از فسفر مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین استفاده از CNTs نیز در ساخت این وسایل با درخشش فوق العاده و مصرف انرژی و تشعشعات زیانبار کمتر و طول عمر بیشتر، نسل آینده نمایشگرهای پیشرفته را بوجود خواهد آورد.باطری ها: توسعه وسایل الکترونیکی قابل حمل مانند تلفن های همراه، دستگاههای ناوبری، کامپیوترهای کوچک و قابل حمل، سنسورهای کنترل از راه دور و نظایر آنها، نیاز به داشتن باطری های سبکتر با انرژی و دوام بیشتر را دو چندان ساخته است. مواد کریستالی نانو با استفاده از روش کاربرد ژلها در صفحات جداکننده باطریها می تواند انرژی بیشتری در مقایسه با باطریهای متداول امروزی ذخیره کند. باطری های ساخته شده از نانو کریستال های نیکل نیاز به شارژ مجدد را کاهش و ذخیره انرژی در باطریها را در حد قابل توجهی افزایش داده است. مواد افزودنی سوختها: هم اکنون تحقیقات برای افزودن ذرات نانوی اکسید سدیم به سوختهای دیزل در دست اقدام است که باعث بالا رفتن بازدهی، صرفه جویی اقتصادی و کاهش میزان مصرف آنها در بلند مدت خواهد شد.

● کاربردهای بلند مدت فناوری نانو شامل موارد زیر می باشد:

▪ مواد مغناطیسی: ساخت ابزارهای مغناطیسی از نانوکریستال های یوتریوم، ساماریوم و کوبالت خواص بسیار منحصر بفردی را با توجه به کوچک بودن ذرات کریستالها بوجود می آورد. این مواد در ساخت موتورها، ماشین های تحلیلی مانند MRI و همچنین در علوم پزشکی کاربرد وسیعی دارند. میکروپروسس ها، حافظه های کامپیوتر، دیسک های سخت، با استفاده از فناوری نانو می تواند اطلاعات بسیار زیادی را در خود جای دهند.

▪وسایل پزشکی: به طور معمول اعضا قابل کاشت در بدن، مانند دریچه های قلب، ساخت اندام های مورد نیاز در ترمیم های ارتوپدی ساخته شده از تیتانیوم و فولادهای ضد زنگ با سایر اعضای بدن سازگاری دارند ولی متاسفانه ممکن است در طول عمر بیماران دچار خوردگی شده و کارآیی خود را از دست بدهند.استفاده از نانو کریستالهای اکسید زیر کانیوم، به عنوان یک عنصر بسیار سخت، غیرخورنده و مقاوم در مقابل واکنشهای بدن و سازگاری با آن جایگزین بسیار خوبی برای روش های متداول است. نانو کریستالهای »سیلیکون کربید« به علت وزن کم، مقاومت بسیار عالی و سازگاری با اعضای بدن برای ساخت دریچه های مصنوعی قلب در آینده بکار خواهد رفت. ساخت رباط هایی با کاربردهای بسیار متفاوت در بدن در اندازه های کوچک بخش مهمی از کاربردهای وسیع اینگونه مواد را شامل می شود. سرامیک های ماشین آلات: سرامیک ها بسیار سخت، شکننده و غیرقابل ماشینکاری بوده و کوچک شدن ذرات آنها در حد نانو کریستالها باعث شکنندگی بیشتر آن می شوند. امروزه نانوکریستالهای نیترات و یا »کربید سیلیکون« در ساخت قطعات ماشین آلات مختلف مانند فنرهای بسیار مقاوم، بلبرینگها، سوپاپ های موتور، اجزای کوره ها و نظایر آن به علت آنکه به آسانی قابل ساخت بوده و مقاوم در مقابل حرارت و واکنش های شیمیایی مقاوم هستند کاربرد وسیعی دارند. در صورتیکه این مواد توسط پرس فشرده شوند، مقاومت حرارتی بسیار زیادی را در مقایسه با سایر سرامیک ها به دست می آورند.

▪تصفیه آب: فناوری نانو باعث صرفه جویی در مصرف انرژی برای تصفیه آب در سیستمهای تقطیر می شود. همچنین این فناوری منجر به بالا بردن تکنولوژی مورد استفاده کنونی خواهد شد. لباس های جنگی: به تازگی استفاده از فناوری نانو برای ساخت لباس های ویژه میدان های جنگ توسط گروه تحقیقات دانشگاه MIT انجام شده است. هم اکنون برنامه ای برای ساخت موادی که بتواند در کوتاه مدت جاذب انرژی شوکهای امواج انفجاری و موادی که در بلند مدت بتواند در برابر مواد شیمیایی و بیولوژیکی از خود مقاومت نشان دهند بصورتی که در مقابل این مواد حساس بوده و پس از شناسایی مواد روزنه های لباس مسدود شوند در حال بررسی است. گونه ای دیگر از این مواد برای کشف آسیب های وارده به بدن به صورت خودکار عمل خواهد کرد.برای مثال به کمک این مواد شکستگی استخوانها را بسرعت شناخته و گچ گیری متداول امروزه را انجام می دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:46  توسط بارونی  | 

شیمی سبز چیست؟

شيمي نقش بنيادي در پيشرفت تمدن آدمي داشته و جايگاه آن در اقتصاد ، سياست و زندگي روز به روز پر رنگ تر شده است . با اين همه ، شيمي طي روند پيشرفت خود ، كه همواره با سود رساندن به همراه بود ، آسيب هاي چشم گيري نيز به سلامت آدمي و محيط زيست وارد كرده است شيميدانها سالها كوشش و پژوهش ، مواد خاصي از طبيعت برداشت كرده اند .كه با سلامت آدمي و شرايط محيط زيست سازگاري سيار دارند ، و آنها را به مواردي تبديل كرده اند كه سلامت آدمي و محيط زيست را به چالش كشيده اند . همچنين ف اين مواد به سادگي به چرخه ي طبيعي مواد باز نمي گردند و سالهاي زيادي بصورت زباله هاي بسيار آسيب رسان و هميشگي در طبيعت مي ماند .

بارها از آسيب هاي مواد شيميايي به بدن آدمي و محيط زيست شنيده و خئانده ايم . اما چاره ي كار چيست ؟ آيا دوري و پرهيز از بهره گيري از مواد شيميايي مي تواند به ما كمك كند ، تا چه اندازه اي مي توانيم از آنها دوري كنيم ؟ كدام ها را مي توانيم بكار نبريم ؟ كداميك از فراورده هاي شيميايي را مي توان يافت كه با آسيب به سلامت آدمي يا محيط زيست همراه نباشد ؟ داروهايي كه سلامتي ما به آنها بستگي زياد‌‌‌ي را به خود ما آسيب هايي به بدن ما همراهند .. آيا مي توانيم آنها را بكار نبريم ؟ آيا مي توان آب تصفيه شده با مواد شيميايي را  ننوشيم ؟ پيرامون ما را انبوهي از مواد شيميايي گوناگون فراگرفته اند كه در زهرآگين بودن و آسيب رسان بودن بيشتر آن شكي نداريم و از بسياري از آنها نيز نمي توانيم دوري كنيم یاسمن و ردیس

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:45  توسط اول یک  | 

حباب یخ زده

موج سرمای شدید در اروپا، این امکان را به‌وجود آورده است که پدیده‌های زیبایی را در هر خانه‌ای تجربه کرد. یکی از این پدیده‌ها، حباب‌های یخ‌زده است که بلافاصله پس از متورم شدن، یخ می‌بندد.
یان راسل، مشاور نمایشگاه‌های علمی در شامگاه 6 ژانویه، این حباب‌های آب‌صابون را در حیات منزلش تولید کرد. دمای هوا 6 درجه سانتی‌گراد زیر صفر بود و همین سبب شد حباب به‌آرامی یخ بزند و او بتواند مراحل مختلف یخ‌زدن را به تصویر بکشد.
اگر دمای هوا پایین‌تر از 20 درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌بود، حباب‌ها بلافاصله یخ می‌بستند و کره‌هایی تشکیل می‌دادند که ضخامت آنها بیش از چند مولکول نبود. به بلورهای شش گوش یخ دقت کنید!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:41  توسط اول یک  | 

تخمیر چیست؟

تخمیر پدیده‌ای است ناشی از مجموعه فعالیتهای زیستی که در آن ترکیبات آلی دارای مولکولهای بزرگ به ترکیبات دارای مولکولهای کوچک‌تر و ساده‌تر شکسته و تجزیه (کاتابولیسم) شده از فرآیند آن علاوه بر ایجاد ترکیبات آلی ساده‌تر، دی‌اکسیدکربن و انرژی نیز آزاد می‌گردد. با بیان دیگر تخمیر تجزیه ناقص بعضی از متابولیت‌ها (ترکیبات آلی) به ترکیبات ساده‌تر همراه با انرژی توسط عامل تخمیری است.

در گیاهان تخمیر بیولوژیکی تنها تخمیر الکلی نبوده، ممکن است با کمی تخمیر لاکتیک نیز همراه باشد، برخی از سازواره‌های حیاتی (میکروارگانیسم‌ها) مانند قارچ‌های میکروسکوپی نیز قادر به تخمیرهایی مانند تخمیرهای سیتریک و اکسالیک روی قندهای شش کربنی (هگزوزها) و تخمیر استیک روی الکل اتیلیک و غیره هستند. باکتریها عامل انواع دیگری از تخمیر در طبیعت هستند. تخمیر بوتیریک سلولز لاشه برگ‌ها و تجزیه آنها که سبب افزایش ترکیبات آلی خاک می‌شود و همچنین تخمیرهای تعفنی مواد آلی توسط باکتریها صورت می‌گیرد.


یاسمن
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:31  توسط اول یک  | 

نانو تکنولوژی در شیمی

در دو دهه اخیر، پیشرفتهای تكنولوژی وسایل و مواد با ابعاد بسیار كوچك به دست آمده است و به سوی تحولی فوق العاده كه تمدن بشر را تا پایان قرن دگرگون خواهد كرد ، پیش می رود . برای احساس اندازه های مادون ریز ، قطر موی سر انسان را كه یك دهم میلیمتر است در نظر بگیرید ، یك نانومتر صدهزار برابر كوچكتراست 9- 10متر . تكنولوژی و مهندسی در قرن پیش رو با وسایل ، اندازه گیریها و تولیداتی سروكار خواهد داشت كه چنین ابعاد مادون ریزی دارند .
درحال حاضر پروسه های در ابعاد چند مولكول قابل طراحی و كنترل است . همچنین خواص مكانیكی ، شیمیایی ، الكتریكی ، مغناطیسی ، نوری و... مواد در لایه ها در حدود ابعاد نانومتر قابل درك و تحلیل و سنجش است .

تكنولوژی درقرن گذشته در هرچه ریزتر كردن دانه های بزرگتر پیشرفت چشمگیری داشت ، بطوریكه به مزاح گفته شد كه دیگر كشف ذرات ریز اتمی ((Sub-Atomic)) نه تنها جایزه نوبل ندارد ، بلكه به آن جریمه هم تعلق می گیرد ! تكنولوژی نو درقرن حاضر مسیر عكس را طی می كند . یعنی مواد مادون ریز را باید تركیب كرد تا دانه های بزرگتر كارآمد به وجود آ ورد .
درست همان روشی كه در طبیعت برای تولید كردن حاكم است . مجموعه های طبیعی ، تركیبی از دانه های مادون ریز قابل تشخیص با خواص مشابه و یا متفاوت با اندازه های در حدود نانو است . پردیس


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:24  توسط اول یک  | 

فاشیست چیست؟

بچه ها امروز براتون یک مطلب جدید دارم که باهاش حال کنید

فاشيستها در دهه سوم و چهارم قرن بيستم در ايتاليا و آلمان به قدرت رسيدند. در همين ايام در روماني، اسپانيا، مجارستان و اتريش به مرحله كسب قدرت نزديك شدند و در انگلستان، فرانسه، بلژيك، هلند و فنلاند، هرچند ضعيف، اما حاظر شدند. واقعيت فوق بيانگر آن است كه ايدئولوژي فاشيسم ميدان عمل بين‌المللي دارد.
پيروان آرمان‌گراي فاشيسم، آن‌را جنبشي مي‌خوانند به رهبري گروهي از نخبگان قهرمان، متعهد، منضبط و آماده هر نوع عملي به منظور نجات كشور و از صحنه خارج كردن دشمنان مردم.
گفتمان فاشيسم مخالف "دموكراسي پارلماني" است و "حقوق مدني و سياسي" شهروندان را انكار مي‌كند، با اين استدلال كه مردم‌سالاري و رقابت آزاد "اتحاد واقعي" جامعه را به هم مي‌زند و به همين دليل فاشيستها عاشق جامعه خلقي(volk community) و توده‌اي‌اند كه حتي‌الامكان فاقد نهادهاي مدني باشد.
فاشيستها "شهر" را مامن روحيه تسامحي پوچ‌‌انگارانه و بي‌بهره از سنت، عقيم، جايي براي كسب ثروتهاي باد‌آورده و بدون كار و زحمت، محل طبيعي رشد مكاتب انحرافي، دچار انحطاط اخلاقي، بي‌حرمتي نژادي[مذهبي] و اختلاط شيوه‌هاي زندگي مي‌خوانند و شايد به آن دليل كه در شهرهاي بزرگ صاحب راي كمتري هستند، بر فرهنگ فئودالي تاكييد مي‌كنند و "انجام وظيفه" را بر "احقاق حق" مقدم مي‌داند. در ايدئولوژي فاشيسم اشاراتي شورانگيز به قبيله‌گرائي تخيلي، بدوي و مبتني بر روحيه جنگجوئي رزمندگان عصر فئوداليته ديده مي‌شود. به همين علت طرفداران اين عقيده شبه مذهبي، همبستگي مصممانه، فداكاري قبيله خواهانه و رفتار پرخاشگرانه و ستيزه‌جويانه خلقي را تشويق مي‌كنند.
به عقيده نظريه‌پردازان فاشيسم مبارزه اجتماعي، به تنهائي، انسان را از بربريت منحط پارلمانتاريست‌هاي خود فروخته، دموكرات‌هاي ابله و انسان‌گرايان بزدل پاك مي‌كند. بر همين مبنا، آنان از خشونت فرقه‌‌اي مبتني براتحاد گروهي آرمانخواهانه كه با عمليات انقلابي منافع خصوصي را به منظور تحقق يك اسطوره اجتماعي با تحولي ويرانگر قرباني مي‌كنند، تجليل مي‌كنند.
فاشيسم حل مسائل اجتماعي را با شيوه‌هاي ساده و بدون در نظر گرفتن شرايط، تحولات و مناسبات اجتماعي تبيين مي‌كند. ريشه اين ديدگاه را بايد در عدم درك فاشيست‌ها از تنوع، پيچيدگي و تحولات جهان معاصر و عدم تسامح درباره مظاهر آن جستجو كرد. نگاه امنيتي و نظامي به همه عرصه‌هاي زندگي و كاربرد "زور" و "حذف خشونت‌بار عليه توطئه‌گران" به مثابه تنها راهبرد پيروز سخن اول گفتمان فاشيسم است؛در واقع فضائل پيشينيان فقط با اعمال زور و خشونت حفظ مي‌شود.
فاشيسم در جوامعي گسترش مي‌يابد كه نخبگان سنتي حاكم در برابر دگرگونيهاي اجتناب ناپذير اجتماعي كه زمينه‌‌ساز پيدايش انواع اندشه‌ها، ارزش‌ها، نهاد‌ها و نيروهاست، احساس درماندگي مي‌كنند. به عبارت ديگر آنان، در جوامعي رشد مي‌كنند كه طبقات يا قشرهاي محافظه‌كار قديمي هنوز قدرتمندند، اما در اثر دگرگوني‌هاي پرشتاب و مدرن اجتماعي، در معرض تهديد قرار گرفته‌اند.
فاشيسم "محافظه‌كاري سنتي" نيست، بلكه "محافظه‌كاري انقلابي" است كه با ايجاد "وحشت سازمان يافته" و اعمال كنترل بر تمام عرصه‌هاي حيات اجتماعي اعتقاد دارد. به باور فاشيست‌ها اعمال خشونت‌هاي نامنظم و سازمان نيافته استبداد كهن پاسخگوي بالندگي ارزش‌ها، نهادها و نيروهاي عدالت‌خواه و آزادي‌طلب نيست. آنان "سنگدلي هول‌انگيز" و "نظامي كردن سياست، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع" را روش حل مسائل مختلف مي‌خوانند و با به راه انداختن خشونت‌هاي خياباني و كنترل فراگير، سد محكمي در برابر اشخاص و احزاب دموكرات و منتقدان و مخالفان اقتدارگرايي ايجاد مي‌كنند.
بر اين مبنا فاشيسم را نمي‌توان "آخرين نفس‌هاي سرمايه‌داري انحصاري" خواند، بلكه بهتر است آن‌را "واپسين تلاش‌هاي محافظه‌كاري" در حفظ انحصاري قدرت و موقعيت خود ناميد. زيرا درست است كه محافظه‌كاران سنتي نه تروريست‌اند و نه توتاليتر، اما فاشيسم با سوء استفاده از هراس و نارضايتي آنان و با تكيه بر اراده، انضباط، خشونت و سخت‌كوشي رضايت و يا دست كم سكوت محافظه‌كاران سنتي را جلب مي‌كند تا ارعاب را نهادينه و كنترل‌هاي همه جانبه را توجيه نمايد. رعب و وحشتي كه فاشيست‌ها براي حفظ ارزش‌ها و منافع محافظه‌كاران لازم مي‌خوانند.
فاشيستها با وجود افراطي و عوام‌پسند كردن انديشه‌هاي محافظه‌كاران سنتي، هرگز خود را حامي نخبگان مرتجع قديمي نمي‌خوانند، چون قصد ارضاي جاه‌طلبي و فريب توده‌ها را دارند. بنابراين معمولاً با انديشه و شعارهاي بلند پروازانه و عدالت‌طلبانه حركت خود را آغاز مي‌كنند، اما به محض كسب قدرت حامي منحط‌ترين قشرها و تبعيض‌آميزترين مناسبات اقتصادي و اجتماعي مي‌شوند. آنان كه خود را عاري از تعلقات و خودخواهي‌هاي فردي و طبقاتي و مادي مي‌خوانند، اما در عمل از منابع هنگفت قشرها و طبقات ثروتمند حمايت مي‌كنند.
یاسمن

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:12  توسط اول یک  | 

مطالبی درمورد کلوین در شیمی

کلوین

دید کلی مقیاس کلوین در پی کشف چرخه کارنو صورت گرفت. این مقیاس نیز مانند سایر مقیاسها نظیر سلسیوس و ... باید نقطه مرجعی داشته باشد در این مقاله در مورد ارتباط مقیاس کلوین با چرخه کارنو و نیز نقطه مرجع آن صحبت خواهیم کرد. تاریخچه می‌دانیم که یکای دما نخست بطور مصنوعی ظهور کرد: به نقطه جوش آب عدد 100 نسبت دادند، این انتخاب پیامدهای مهمی داشت. عدد ثابت گازها ، ژول بر درجه R = 8.3157 ، در قانون کلاپیرون - مندلیف ظاهر شد. معنای دما توجه ویلیام تامسون که بعدا لرد کلوین نامیده شد را جلب کرد. او در سال (1228/1848) دریافت که قضیه کارنو یک اصل تابعی ساده ولی مهم در بر دارد. متأسفانه ، به رغم زیبایی نظری مقیاس کلوین ، در عمل استفاده از چرخه کارنو کار سختی است، ضروری بود که روش دیگری برای اندازه گیزی دما پیدا شود. بعد از کارهای کلوین مسئله دما از لحاظ نظری نسبتا روشن شد. اندیشه مقیاس با یک نقطه مرجع را مندلیف در سال (1252/1873) مطرح کرد. اندیشه مندلیف بعد از یک وقفه 70 ساله (به شکل نسبتا بهتری) عملی شد و از بی نهایت که نام مندلیف نیز به مقیاس دماسنجی مدرن گره می‌خورد. دمای کلوین و چرخه کارنو متعاقب قضیه کارنو ، کلوین متوجه شد که اگر در چرخه کارنو کار انجام یافته ، فقط به دمای منبع سرما و منبع گرما بستگی داشته باشد می‌شود، مقیاس دمای جدیدی وضع کرد که مستقل از خواص ماده کار باشد. چرخه کارنو را می توان وسیله‌ای به نظر آورد که اندازه گیری نسبت دماهای T1 و T2 را میسر می‌کند. برای رسیدن به این امر ، باید تساوی زیر را در نظر گرفت: T1/T2 = φ1/φ2 با اندازه گیری نسبت مقدار گرمایی که از جسم گرم گرفته می‌شود و آنکه به منبع سرما انتقال می یابد، نسبت دماهای منبع گرم و سرد بدست می‌آید. بدینسان ، اگر بتوان چرخه کارنو را برای دو جسم (منبع سرما و گرما) به کار انداخت، می‌توان نسبت دماهای این دو جسم را تعیین کرد. مقیاس دمایی را که بدین سان تعریف شد، مقیاس دمای مطلق نامیدند. برای آنکه به دمای مطلق (در مقابل نسبت دو دما) ، عدد معینی نسبت دهیم باید، مقدار دما در یک نقطه روی مقیاس مطلق جدید را تغییر دهیم، یعنی لازم است ابتدا دمای یک نقطه معین به دلخواه تعیین شود. بعد از این ، در اصل ، با بکار بردن چرخه کارنو مقدار هر دمای دیگر تعیین می‌شود. مقیاس دمای کلوین بکار بردن یک نقطه مرجع ، به عنوان مثال نقطه ذوب یخ و اندازه گیری دما از روی نسبت فشارها که با معادله حالت به یکدیگر ارتباط دارند می‌توانست ساده‌تر باشد. بدیهی است، انتخاب نقطه ذوب یخ ، به عنوان نقطه مرجع ، کاملا مناسب نیست. زیرا این نقطه تابع فشار است و معمولا نمی‌توان آنرا بصورت قابل اعتماد تکرار کرد. در نتیجه امروزه ، به عنوان نقطه مرجع ، نقطه سه گانه آب را بکار می‌برند. این نقطه دمایی است که در آن سه حالت آب ، بخار آب و یخ در تعادلند. در هر دما بخار آب روی یخ فشار معینی را اعمال می‌کند، اگر دما به تدریج بالا رود، در لحظه‌ای که یخ شروع به آب شدن می‌کند، هر سه فاز به حال تعادل در می‌آیند. این حالت با دمای0.01 سانتیگراد متناظر است. نقطه 0.01 سانتیگراد را می‌توان در آزمایشگاه نسبتا آسان تولید کرد و از اینرو آن را نقطه مرجع مقیاس ترمودینامیکی انتخاب کرده‌اند و دقیقا برابر 273.15 درجه کلوین قرار داده‌اند. صفر قراردادی مقیاس سیلسیوس برابر است با 273.16 درجه کلوین ، این عدد را از این نظر انتخاب کرده‌اند تا دما روی مقیاس جدید عملا بر مقیاس دو نقطه مرجع پیشین منطبق باشد.

شیخی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:12  توسط اول یک  | 

هر کیسه هوا از ۳ قسمت مهم تشکیل شده‌است: • خود کیسه هوا که از پارچه نایلونی و سبک ساخته شده و در بین فرمان یا داشبورد جاسازی شده‌است. به تازگی نیز در صندلی و درها جاسازی شده‌اند. • حسگر (سنسور) وسیله‌ای است که به کیسه فرمان می‌دهد تا پر از گاز شده و باد شود. باد شدن زمانی صورت می‌گیرد که نیروی معادل با نیروی برخورد، با سرعت ۱۶ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت، به دیوار آجری وارد شود. در اثر برخورد یک جزء در این سیستم تغییر مکان داده، باعث بسته شدن یک مدار الکتریکی شده و به سنسور فرمان می‌دهد که تصادف اتفاق افتاده‌است. سنسور، اطلاعات لازم را از شتاب سنج دریافت می‌کند. • سیستم باد کننده، با ترکیب تری نیترید سدیم و نیترات پتاسیم، گاز نیتروژن تولید می‌کند. جریان گاز نیتروژن گرم، کیسه را باد می‌کند. سیستم کیسه هوا، سوخت جامدی را که سریعاً می‌سوزد، مشتعل کرده، مقادیر بسیاری گاز برای باد کردن کیسه ایجاد می‌کند. کیسه سریعاً و با سرعتی در حدود ۳۲۲کیلومتر بر ساعت سریع تر از چشم به هم زدن، از محل خود خارج می‌شود. یک ثانیه بعد، گاز سریعاً از سوراخ‌های ریزی که در کیسه تعبیه شده خارج می‌شود تا بتوانید دوباره حرکت کنید. در هر برخوردی، اصل کار و انرژی باید صدق کند و این به آن معنا ست که کار لازم برای متوقف کردن راننده برابر با انرژی جنبشی راننده‌است. هر چه مسافت توقف کوتاه تر باشد، ضربه وارده نیز بیشتر است. کمربند ایمنی با بیشتر کردن مسافت توقف راننده، باعث کاهش یافتن ضربه وارده می‌شود
پس از سال ۱۹۹۸، تمام اتومبیل‌های تازه ملزم به داشتن کیسه‌های هوا در سمت راننده و مسافر گردیدند. آمارها نشان می‌دهد، استفاده از کیسه هوا در اتومبیل‌ها باعث کاهش ۳۰ درصدی خطر مرگ در تصادف‌های رو در رو می‌گردد. اصول مهم قبل از پرداختن به مشخصات کیسه هوا، اجازه دهید بر برخی قوانین حرکت مروری داشته باشیم. می‌دانیم هر جسمی که حرکت می‌کند اندازه حرکت دارد. تا زمانی که هیچ نیروی خارجی به جسم وارد نشود، جسم با همان سرعت اولیه و در همان راستا به حرکت خود ادامه می‌دهد. ماشین شامل اجزای مختلف است: خود ماشین، اشیاء داخل ماشین و به خصوص مسافران. و اگر از آنها محافظت نشود، به حرکت خود ادامه خواهند داد؛ حتی اگر ماشین متوقف شود یا سرعتش کاهش یابد. متوقف کردن هر جسم مستلزم وارد کردن نیرو در مدت زمانی معین است. در هنگام تصادف اتومبیل، برای توقف اشیاء داخل اتومبیل به نیرویی نیاز داریم زیرا اندازه حرکت اتومبیل تغییر کرده ولی اندازه حرکت اشیاء داخلی تغییر نکرده‌است ؛ در ضمن برای این کار زمان چندانی هم در اختیار نداریم. هدف از استفاده از وسایل محافظتی در داخل اتومبیل، کمک به توقف مسافران با کم‌ترین آسیب است. استفاده از کیسه هوا نیز برای به صفر رساندن سرعت مسافران با کم‌ترین آسیب یا بدون آسیب است. کیسه هوا باید بین راننده و فرمان اتومبیل قرار گیرد و در کسری از ثانیه عمل کند.

تا سال‌ها، کمربند ایمنی، تنها وسیله محافظت در داخل اتومبیل بود. اختلاف نظرهایی در مورد امنیت آنها به خصوص برای کودکان وجود داشت؛ ولی با گذشت زمان قوانین استفاده اجباری از کمربند ایمنی در کشورهای مختلف وضع شد. آمارها نشان می‌دهد استفاده از کمربند ایمنی جان هزاران نفر را حفظ کرده‌است که ممکن بود در تصادف‌ها جان خود را از دست بدهند. کیسه‌های هوا چندین سال است که در حال ارتقا یافتن است. اولین ثبت اختراع در مورد بالش‌های باد شونده، مربوط به سقوط هواپیماهاست که در طی جنگ جهانی دوم به ثبت رسیده‌است. در دهه ۸۰ (۱۹۸۰) اولین کیسه هوا برای اتومبیل‌ها ساخته شد.

توسط نیلوفر

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 10:6  توسط اول یک  | 

عوامل طلاق در ایران

شاید بتوان در یك تقسیم بندی كلی زندگی انسان را به دو بخش اساسی تقسیم كرد. تقسیم بندی كه اتفاقاً خوش تعریف است؛ چرا كه صرف قرارداد با یك شخص و آغاز زندگی با او مرز این تقسیم بندی را نشان می دهد. این دو بخش شامل دوران مجردی و دوران متأهلی است. متأهل كسی است كه ضمن تعهد به شخصی دیگر و پای بندی به پیوند بین خود و او در قبال آن شخص وظایف و حقوقی را بر عهده دارد. ازدواج مرز جداكننده مجردی از متأهلی است.
در هر حال چه ازدواج را پیوند میان دو روح تلقی كنیم و چه آن را صرفاً قراردادی اجتماعی بدانیم، دارای تأثیرات اساسی در زندگی فرد و اجتماع می باشد. اساسی ترین و آشكارترین كاركرد ازدواج بقای نسل می باشد و علاوه بر آن كاركردهای دیگری نیز بر آن مترتب است. اگر ازدواج را قراردادی بین دو شخص برای زندگی مشترك تعریف كنیم، این قرارداد اما همواره دایم نیست و گاهی بنا به دلایلی فسخ می شود. جریان فسخ قرارداد بین یك زوج را اصطلاحاً طلاق می گویند. درباره طلاق نیز نگرش های مختلفی وجود دارد. گاهی طلاق انحراف دانسته می شود و زمانی همچون ازدواج یك پدیده عادی است. در هر حال چه طلاق انحرافی اجتماعی باشد و چه پدیده ای عادی، دلایل گوناگونی دارد. این دلایل هم متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است. این گزارش حاصل نشستی در انجمن جامعه شناسی ایران است و طی آن دكتر آقاجانی به بررسی علل طلاق در میان سه طبقه بالا، متوسط و پایین اجتماعی در جامعه ایران می پردازد.
دكتر آقاجانی سخنان خود را با این جمله از كتاب آغاز می كند: طلاق به عنوان مسأله اجتماعی یكی از مهم ترین پدیده های حیات انسانی است. می توان گفت كمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق وجود دارد. وی سپس ضمن اشاره به دشواری های مطالعه پدیده طلاق به پژوهشی اشاره كرد كه چند سالی درباره آن كار كرده است.
دكتر آقاجانی با این سؤال گزارش خود را ادامه داد كه چه عواملی موجب می شوند كه زندگی زناشویی سیر طبیعی خود را طی نكند و در نیمه راه زندگی از هم بپاشد؟ او با اشاره به این كه در تحقیق خود با دیدگاه جامعه شناختی به بررسی مسأله طلاق پرداخته است، گفت:اما برای من این نكته مهم بود، كه این پدیده در جامعه ما در طبقات مختلف به چه شكلی خود را نشان می دهد. طلاق در طبقه بالا، متوسط و در طبقه پایین چگونه است؟
وی در ادامه با اشاره به این كه علل و عوامل طلاق متفاوتند بر این باور است كه این علل و عوامل در لایه های عمیق تر اجتماعی قرار دارند و بهانه ها در لایه های ظاهری، درك و فهم و تفسیر این لایه های عمقی كار پیچیده ای است.
وی در ضمن اشاره به علل مختلف طلاق ادامه داد تحرك شدید طبقاتی، بحران های اقتصادی، تفاوت های فرهنگی در بین خانواده ها، بالا رفتن نیازهای مادی و معنوی و اقتصادی، بیكاری و از هم گسیختگی، موجب شده كه خانواده كاركرد مناسب خود را انجام ندهد. نظم، تعادل و سازگاری و وفاق اجتماعی در نهاد خانواده در شهرهای بزرگ رو به كاهش است و این امر مشكلاتی را برای جامعه به وجود می آورد.
دكتر آقاجانی در ادامه با خاطرنشان ساختن این كه پدیده های اجتماعی علل عینی و ذهنی دارند، بر این باور است كه طلاق نیز، هم علل عینی و هم ذهنی دارد. «محیط پرتنش چنین خانواده ای شرایطی به وجود می آورد كه زن و شوهر و فرزندان را در شرایط دیگری قرار می دهد و با مسائل جدید مواجه می سازد. در این مطالعه ما شرایطی را كه منجر به طلاق می شوند، مورد بررسی قرار داده ایم.
جدول شماره ۱ علت طلاق بر حسب بیان پاسخگویان (طبقه بالا)

جدول شماره 1

بنابراین آنچه از دید وی دارای اهمیت است شرایط و منشأ طلاق است، نه خود آن لحظه ای كه طلاق به واقعیت می پیوندد.
هیچ دختری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمی كند كه ممكن است روزی مشكلات چنان بر او غلبه كنند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشتركش پایان دهد. عواملی كه باعث می شود تا او به فكر طلاق بیفتد از نظر این پژوهش مهم است، نه خود پدیده طلاق.
وی با اشاره به این كه در جامعه ما دیگر برچسب بدنامی به طلاق زده نمی شود، به این مسأله اشاره می كند كه در حال حاضر خانواده ها به راحتی پذیرای این واقعیت می شوند. حتی خانواده هایی وجود دارند كه بعد از ۴۰ سال از یكدیگر جدا شده اند.
او با اشاره به موردی در میان جمعیت نمونه كه ساعت ۵/۱۱ شب عروس به خانه داماد رفته و ۵/۸ صبح به دادگاه آمده است، می گوید: مردان و زنان به دلایل مختلف و ناسازگاری های زناشویی با توافق از هم جدا می شوند اگر قوانین مدنی و دادگاههای خاص نبود تعداد طلاق ها بیش از این بود.
آقاجانی سپس با اشاره به حدود ۱۰هزار دادخواست طلاق از سوی زنان در سال ۱۳۸۱ به دادگاه خانواده به زنانی اشاره می كند كه بدون این كه دادخواستی نوشته باشند، تقاضای طلاق دارند و به جبر به زندگی ادامه می دهند.
كاركردهای نامناسب و مسائل و مشكلاتی كه طلاق برای جامعه به بار می آورد مسأله ای است كه وی در ادامه به بررسی آن می پردازد. افزایش طلاق علاوه بر مسائل و مشكلات خاص، موجب شده تا دختران به راحتی ازدواج ننمایند، هر خانواده ای كه در آن طلاق صورت می گیرد، امكان ازدواج برای دیگران كاهش می یابد. در واقع خانواده ناسازگار تأثیر منفی بر ازدواج دختران دارد.
او با اشاره به تغییر زندگی در ساختار جامعه شهری و دگرگونی ساختارهای جامعه و خانواده ، وجود وسایل ارتباط جمعی، افزایش آگاهی و شناخت زنان، مشاركت زنان در زندگی اجتماعی و بالا رفتن سطح تحصیلات در آنها، كم رنگ شدن قدرت پدران و مادران، كار مستقل در خارج از خانه و انفرادی شدن درآمدها، معتقد است كه مبانی اجتماعی و اقتصادی خانواده ها دگرگون شده است.
وی می افزاید: آزادی مدنی و تغییر وضعیت زنان شكل جدیدی را در روابط خانواده به وجود آورده است، خانواده شهری ایرانی در برابر الگوهای فرهنگی جدیدی قرار گرفتند. آنها با مفاهیم جدیدی چون موفقیت در زندگی شغلی، تساوی بین دو جنس، ارزش پول و پس انداز، مواجه گشته اند و همه اینها باعث ایجاد تغییرات بنیادی در خانواده است.

جدول شماره ۲: علت طلاق بر حسب بیان پاسخگویان (طبقه متوسط)

جدول شماره 2

 

بدون شك می توان پدیده طلاق را در جوامع شهری از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد. اما هدف عمده ما استفاده از دیدگاه ساخت یابی گیدنز برای تبیین و تفسیر پدیده طلاق در طبقات اجتماعی در شهر تهران بود.
آقاجانی كه با استفاده از تكنیك  پیمایش اجتماعی داده های خود را درباره پدیده طلاق گردآوری كرده بود در تشریح یافته های خود گفت: داده های تحقیق مورد گزارش از ۴۵۰ نفر از زنانی كه حكم طلاق آنها صادر شده بود، به دست آمده است. سن این ۴۵۰ نفر كه مورد مطالعه قرار گرفتند، ۱۰% یعنی ۴۵ نفر كمتر از ۲۵ سال بود، ۱/۴۵% یعنی ۲۰۳ نفر بین ۲۶ تا ۳۵ سال بودند.
۷/۳۲% یعنی ۱۴۷ نفر بین ۳۶ تا ۴۵ سال و ۱۲% یعنی ۵۵ نفر سن بالای ۴۶ سال داشتند.
محل تولد ۲۴۱ نفر یعنی ۶/۵۳% تهران و ۱۳۴ نفر یعنی ۸/۲۹ سایر شهرها بود، ۷۵ نفر یعنی ۷/۱۶% نیزدر روستاها متولد شده بودند.
به طور كلی از بین ۴۵۰ نفر ۱۱۵ نفر بین ۱ تا ۵ سال با هم زندگی كرده بودند یعنی ۶/۵% ، ۱۳۹ نفر بین ۶ تا ۱۰ سال زندگی كرده بودند، یعنی ۹/۳۹ ، ۶۹ نفر نیز بین ۱۱ تا ۱۵ سال زندگی كرده بودند.
اما مسأله اصلی پژوهش تفاوت علل طلاق میان سه طبقه بالا، متوسط و پایین در جامعه بوده است.
در این میان نتیجه تحقیق حاكی از آن است كه تفاوت های اساسی میان دلایل طلاق در این سه طبقه وجود دارد.
در حالی كه در طبقه پایین جامعه، مهمترین علت طلاق مشكلات مالی عنوان می شود و بیكاری و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقی و بدرفتاری از جمله دیگر علل طلاق است. تفاوت های طلاق در میان دو طبقه بالا و متوسط نیز مختلف است. این تفاوت ها در قالب جداول ۱ و ۲ آورده می شود.

منبع : روزنامه  همشهری چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۸۴

 پردیس

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 9:59  توسط اول یک  | 

شیطان‌پرستی

 

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. شاید بتوان

 تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.

شیطان به کسی گفته می‌شود که باعث شیطنت شود و شیطنت

یعنی تحریک کردن برای انجام عملی نادرست و طبق آیات قرآن در آیه

 36 سوره بقره شیطان (که در چند آیه قبل ابلیس را شیطان معرفی

کرد) موجب لغزش آدم و حوا شد؛ پس شیطان از ابتدای آفرینش انسان

 وجود داشته و تنها به ابلیس منتهی نمی شود و هر کسی را که با

عث لغزش شود را شیطان میگویند.

موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی

 کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا

 به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم

 خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را

 نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران

سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و

هم قدرت جادوگران را کم کند.

انواع و رویکردهای شیطان پرستی

شیطان پرستی فلسفی

شیطان‌پرستی لاویی

شیطان پرستی دینی

شرپرستان

 نویسنده:زهرا هاشمی پور

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 20:3  توسط اول یک  | 

سعىكنید تعداد نقطه هاى تیره را در تصویر زیر مشخص كنید...

ر نگاه اول یک صورت مشاهده می‌کنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ... یک باغ وحش از حیوانات خواهید دید!

باز هم در نگاه اول یک صورت می‌بینید!؟ مطمئنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ...


به نظرتان طول کدام یک از خط‌های عمودی بیشتر است!؟ (اگر شک دارید، با خط‌کش امتحان کنید)


باورتان می‌شود که خطوط عمودی همه با هم موازی باشند!؟


می‌توانید همچین پلکانی بسازید؟

باور کنید شکل تیره پایین یک مربع است! باور کنید!!

می‌توانید تعداد پاهای این فیل را بشمارید!؟


به نظر شما چطور همچین چیزی ممکن است!؟ یکی بالا بیاید و دیگری پایین!؟


برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف می‌شود. جالب بود نه!؟

دو دایره میانی را در تصویر زیر به دقت ببینید، کدام بزرگتر است!؟ (اشتباه کردید! برابرند)


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 15:27  توسط ناهید  | 

سال 2011 سال جهانی شیمی

در شصت و سومین مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه‌ای مبنی بر که طبق آن «سال 2011 با عنوان سال جهانی علم شیمی» تصویب شد. «یونسکو» و «اتحادیه بین‌المللی شیمی محض و کاربردی» در رأس امور و برنامه‌های این سال قرار گرفته ‌است.

اتیوپی، کشور ارائه‌دهنده پیش‌نویس قطعنامه فوق بوده و در آن درخواست کرده است در سال جهانی شیمی، از دستاوردهای شیمی و نقش مهم آن در بهبود وضع بشر تجلیل شود. این نامگذاری، توجه بیشتری را به دهة سازمان ملل با عنوان «دهة آموزش توسعة پایدار» (2014-2005) معطوف می‌کند. فعالیتهای ملی و بین‌المللی که طی سال 2011 انجام می‌شود بر اهمیت شیمی در حفظ و پایداری منابع طبیعی تأکید می‌کند. علم شیمی برای درک صحیح کیهان اساسی است. افزون بر آن، نقل و انتقالات و تغییرات مولکولی عامل اصلی تولید مواد غذایی، دارو، سوخت و فهرست بی‌شماری از تولیدات و تولید ثانوی می‌باشد. طی سال2011، جهان هنر و دانش شیمی و مساعدت بنیادین آن به دانش بشری، به حفظ محیط زیست و به توسعه اقتصادی را گرامی می‌دارد.
پروفسور جونگ‌– ‌لی جین، استاد و مدیر «اتحادیه بین‌المللی شیمی محض و کاربردی» (IUPAC) اعلام کرده است: «سال جهانی شیمی شکوفایی بیشتر علم شیمی را در سطح جهانی در پی دارد. علمی که زندگی و آیندة ما بر آن استوارست. ما امیدواریم قدردانی و درک عمومی از شیمی گسترش یابد، علاقة عمومی به علوم بالاتر برود و شفقت نسبت به آیندة خلاق شیمی فراگیر شود.»
مدیرکل (سابق) یونسکو، کوئیچیرو ماتسورا اعلام کرده است:«من از این فرصت بزرگداشت شیمی که یکی از دانش‌های پایه‌ای و اساسی است استقبال می‌کنم» وی اضافه نمود: «ارتقای آگاهی عمومی دربارة شیمی بیش از پیش از نظر چالش‌های توسعة پایدار اهمیت یافته است» قطعاً شیمی در بسط منابع انرژی جایگزین و در تغذیة جمعیت رو به رشد جهان نقش اساسی دارد».
سال 2011 که مصادف با صدمین سال دریافت جایزة نوبل در شیمی توسط ماری اسکلودوسکا کوری است، فرصتی فراهم خواهد آورد تا از مساعدت زنان به علم شیمی قدردانی شود. این سال همچنین صدمین سالگرد تأسیس انجمن بین‌المللی محافل مربوط به شیمی (IACS) است که چند سال بعد به اتحادیه بین‌المللی شیمی محض و کاربردی (IUPAC) تغییر ماهیت یافت. دو نهاد مذکور با هدف پاسخ‌گویی به نیازهای موجود مبتنی بر روابط و همکاریهای بین شیمیدان‌ها تأسیس شد و از طریق بکاربردن ادبیات غیرمولکولی ادامه مسیر داد.
شورای اتحادیه بین‌المللی شیمی محض و کاربردی طرحی را در سال 2007 برای نامگذاری سال 2011 به عنوان سال جهانی شیمی تصویب کرد. کمتر از یکسال بعد، شورای اجرایی یونسکو در یک اقدام توصیه‌ای فراگیر، تصویب پیش‌نویس قطعنامة پیشنهادی اتیوپی را مطرح و موافقت خود را برای حمایت از تلاش‌هایی که منجر به اعلام رسمی مجمع عمومی سازمان ملل در این باره شد ابراز نمود و پس از آن سال 2011 به عنوان سال جهانی شیمی نامگذاری شد.
اتحادیة بین‌المللی شیمی محض و کاربردی در سال 1919 توسط شیمیدانان در بخش‌های دانشگاهی و در صنعت تأسیس گردید. اتحادیة فوق بیش از نود سال در امر گسترش ارتباطات بین‌المللی برای علوم شیمی و یکپارچه‌ساختن شیمی در بخش‌های دانشگاهی، صنعتی و عمومی و با هدف «شیمی به زبان یکسان»، عملکردی موفقیت‌آمیز داشته است. IUPAC به عنوان جایگاه تبیین فهرست واژگان علم شیمی و اصطلاحات خاص شیمی، شیوه‌های استاندارد اندازه‌گیری، اوزان اتمی و غیره در جهان شناخته شده است. اتحادیه مذکور در سالهای اخیر، در برگزاری طیف وسیعی از کنفرانس‌ها و طرح‌های تدوین شده در جهت ارتقا و جهت‌دهی پیشرفت‌های نوین شیمی و در مساعدت به زمینه‌های آموزش و درک عمومی از این علم پیشقدم بوده است.

                          نظر یادتون نره هاااااااااااا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 15:15  توسط ناهید  | 

طلاق در ایران

«مقایسه ماهیت طلاق در ایران و غرب» در گفت و گو با دکتر محمد صادق مهدوی

مطلبی که می‌خوانید، گفت‌و‌گویی است با رویکردی جامعه‌شناسانه که در صدد بررسی عوامل بوجود آورنده طلاق، پیامهای آن واصلاحات قوانین مربوط به خانواده درایران و غرب است. دکتر سید محمد صادق مهدوی متولد 1327 و فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی خانواده و جوانان از دانشگاه وین اتریش است. او از سال 1356 به عضویت دانشگاه شهید بهشتی درآمد و تاکنون در این دانشگاه تدریس می‌‌کند. از دکتر مهدوی تاکنون بیش از بیست مقاله در نشریات علمى-پژوهشی چاپ شده است و حدود 10 ترجمه و تألیف درباره خانواده و جوانان دارد.

یکی از نگرانی‌های اخیر در کشور، آمار رو به گسترش طلاق است. برخى، آمار طلاق را در مقایسه با غرب قابل قبول می‌دانند و برخى آن را از لوازم صنعتی شدن به حساب می‌آورند. به هر حال نگاه به وضعیت طلاق در غرب، ظاهراً برای فهم این موضوع در داخل کشور یک کلید مهم و اساسی محسوب می‌شود. بنابراین موضوع بحث را بررسی وضعیت طلاق در غرب و مقایسه آن با ایران قرار می‌دهیم.

رویکرد ایران و جوامع غربی نسبت به طلاق، مشابه نیست. زن و شوهری که در غرب از هم جدا می‌شوند،‌ بر خلاف ایران،‌ تحت تأثیر تبعات سوء طلاق قرار نمی‌گیرند؛ زیرا اولاً پای بچه در میان نیست و اگر هم بچه‌ای وجود داشته باشد، باز هم تبعات سوء طلاق به اندازه‌ای که در کشور ما وجود دارد؛ نیست. از طرفی امکان ازدواج مجدد برای هر دو نفر مهیاست و شانس ازدواج مجدد به اندازه امکان ازدواج برای اولین بار است. در حالی‌که مردم ایران نگاه خوبی به ازدواج دوم ندارند، حتی اگر طلاقی هم صورت نگرفته باشد. با مرگ همسر، باز هم ازدواج دوم، مخصوصاً‌ برای زنان خوشایند و پذیرفته شده نیست. ضمن اینکه شانس ازدواج دوم برای مرد و زن هر دو به سختی به وجود می‌آید. در این میان شانس زنانی که پس از همسر اول، می‌توانند ازدواج ‌کنند، یک سوم مردان است و این تبعات سوءیی را در بر دارد و نشان می‌دهد که گرچه مردان به علت احتیاط در ازدواج دوم، خیلی راحت ازدواج نمی‌کنند؛ اما به اندازه مردان غربی هم نمی‌توانند به آسانی ازدواج مجدد داشته باشند.

نکته دیگری که در تفاوت رویکرد غرب و ایران مطرح است، اینکه در غرب خانواده‌های زن و شوهر گرفتار تبعات سوء طلاق فرزندانشان نمی‌شوند؛ زیرا طلاق را فقط از جنبه منفی طلاق نمی‌نگرند؛ بلکه معتقدند طلاق، جنبه‌‌های مثبتی هم دارد و این امر کاملاً برای آنها توجیه شده است؛ اما در ایران خانواده‌ها از گزند تأثیرات منفی طلاق فرزندانشان، مصون نیستند و اصولاً‌ بازگشت فرزندشان را خوب تعبیر نمی‌کنند.

نکته دیگر اینکه زن و مرد بعد از طلاق،‌ آسیب‌های جدی روانی می‌بینند، حتی اگر طلاق به علت ناسازگاری هم باشد،‌ باز تبعات منفی طلاق، دامن‌گیر دو طرف می‌شود؛ در حالی‌که در غرب، طلاق مشکل جدی‌ای به بار نمی‌آورد، اگر چه نمی‌توان گفت که اصلاً‌ تأثیر منفی نمی‌گذارد؛ اما این تأثیر منفی زودگذر بوده و از بین خواهد رفت و فرد به راحتی ازدواج مجدد می‌کند.

تفاوت مهم دیگر طلاق در جامعه غرب با ایران، بحث اشتغال زنان است. در غرب زنان درصد بالایی از شاغلان را تشکیل می‌دهند درحالی‌که زنان ایرانی پس از طلاق به دلیل شاغل نبودن با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند.

زنان مطلقه‌ای که شاغل هستند از نظر مالى، کمتر دچار مشکل می‌شوند. زنان شاغل غربی که نسبتشان به جامعه ما بیشتر است، بعد از طلاق مشکلات کمتری دارند و تحت تأثیر تبعات سوء‌ نداشتن درآمد مستقل، قرار نمی‌گیرند؛ در حالی‌که در جامعه ما زنانی که طلاق می‌گیرند، حتی اگر در خانواد‌ه‌ای متمکن هم باشند، مشکلات خاص خود را دارند. حال اگر شاغل نبوده و خانواده آن‌ها استطاعت مالی نداشته باشد، به مراتب مشکلاتشان بیشتر می‌شود.

نکته مهم اینکه زن‌ها بعد از ازدواج، تمایل به استقلال پیدا می‌کنند، اما وقتی طلاق می‌گیرند و به خانه پدری برمی‌گردند، استقلالی را که در خانه خود داشتند از دست می‌دهند. مدیریت خانه‌ای که بر اساس سلیقه آن‌ها اداره می‌شد، در هم می‌ریزد و اختیار بسیاری از کارها از قبیل رفت و آمد، ساعت خواب، نوع غذا و ... را از دست می‌دهند و همین از دست دادن استقلال، موجب تنش می‌شود بویژه اگر خواهر، برادر و اعضای دیگر خانواده هم حضور داشته باشند.

نکته دیگر این است که در غرب زنان عمدتاً قبل از ازدواج و بعد از طلاق، مستقل زندگی می‌کنند؛ اما در خانواده‌های ایرانى، زیاد نمی‌پسندند که یک زن مجرد، تنها زندگی کند؛ زیرا یک زن تنها برای مستقل زندگی کردن با موانع و مشکلات زیادی روبه‌رو است. همه این مسایل در صورتی است که بچه‌ای وجود نداشته باشد. داشتن فرزند، مقوله طلاق را بسیار پیچیده‌تر می‌کند و تبعات و آسیب‌های آن را فوق‌العاده تشدید می‌کند. اگر حضانت فرزند به پدر سپرده شود، مشکلات خاص خود را خواهد داشت؛ مادر همواره نگران فرزند یا فرزندانش خواهد بود و اگر همسر اول او ازدواج مجدد کند،‌ نگرانی مادر چند برابر می‌شود. بچه هم در رفت و آمدهای بین مادر و پدر آسیب‌های بسیاری می‌بیند.

مشکل طلاق در جامعه ما ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. اگر بخواهیم با نگاه علمی به این مسئله نظر کنیم، باید بگویم: در غرب طلاق مسئله‌ای فردی و در جامعه ما مسئله‌ای فردی - اجتماعی است. مسئله‌ای که به افراد زیادی مربوط می‌شود برادر، خواهر، پدر، مادر و حتی به اعضای نسبتاً دور نیز ارتباط پیدا می‌کند؛ یعنی یک شبکه است و حتی پیامدهای اجتماعی نیز با خود به همراه می‌آورد.

در جامعه‌ای که زنان طلاق گرفته، یا اصلاً ازدواج نکرده‌اند،‌ برای مردان مشکلات جدی‌ای را به بار خواهد آورد. آمارها نشان می‌دهد که در جامعه ما در حال حاضر، 2 میلیون و 500 هزار نفر زن ازدواج نکرده، بیشتر از مردان فاقد همسر زندگی می‌کنند. این آمار، با خود پیامدهای اجتماعی زیادی دارد، قسمت عمده‌ای از این زنان شاغل نیستند و مسئله معیشت، آینده، تأمین اجتماعی و نیازهای بیولوژیک آنها را نمی‌توان نادیده گرفت یا به سادگی از آن گذشت.

زهراشجاع الدین
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 12:40  توسط اول یک  | 

آب سخت سخت

آب طبیعی به علت خاصیت حل کنندگی خوبی که دارد معمولا دارای حجم بالایی از نمکهای محلول در آب می‌شود. CO2 هوا به خاطر انحلال در آب و تولید اسید کربنیک ضعیف ، خاصیت خورندگی آب را بهبود می‌بخشد. بنابراین آب هنگام عبور از محیط‌های گوناگون مخصوصا محیط‌های آهکی مقداری از کربناتها را در خود حل می‌کند که این کربناتها همراه یونهایی مثل کلسیم ، منیزیم و … باعث ایجاد سختی موقت می‌شود که با جوشاندن از بین می‌رود. البته یونهای منیزیم و کلسیم و سایر یونهای فلزی با سولفات و نیترات و کلرو ایجاد سختی دائم می‌کنند. سختی آب باعث رسوب کردن صابون در آب می‌شود (خاصیت کف کنندگی صابون را از بین می‌برد). اثرات زيانبخش ناخالصيهاي آب در صنعتآب در شیمی یکی از مهمترین حلالها می‌باشد و معمولا از آن به عنوان حلال عمومی نام می‌برند و بنابراین کاربرد اساسی در صنعت دارد که برخی از کاربردهای مهم به این شرح می‌باشد:۱- به عنوان حلال ۲- به عنوان ماده اولیه برای شرکت در واکنشهای شیمیایی تهیه محصول ۳- به عنوان ماده واسطه برای خارج کردن مواد ناخواسته ۴- به عنوان بستر یا محیط واکنش

وجود ناخالصیها در آب باعث ایجاد رسوب در دستگاههای حرارتی و دیگ بخار می‌شود که این عمل باعث کاهش عمر مفید دستگاه می‌گردد. بخاری که از آبهای ناخالص تولید می‌شود دارای کیفیت بسیار پایینی می‌باشد به عنوان مثال سیلیس همراه بخار خارج شده و در اثر سرد شدن روی پره‌های توربین رسوب می‌کند. خوردگی بویلرها و تأسیسات حرارتی و لوله‌ها ، اتلاف مواد شیمیایی و باقی گذاشتن لکه روی محصولات غذایی و نساجی از عوارض دیگر آبهای ناخالص می‌باشد.
بهترین آب برای استفاده در صنعت آب بدون یون است اما هزینه تولید آب بدون یون بسیار بالاست. بنابراین در اکثر آزمایشگاهها و واحدهای صنعتی از آب مقطر استفاده می‌کنند همچنین در مناطق کویری و خشک که منابع آب آشامیدنی محدود می‌باشد. از روش تقطیر آب دریا برای تولید آب آشامیدنی استفاده می‌شود

آب سخت

هيچکدام از ما در پاکي تميزي آب باران شک نداريم، آبي که تمام مواد آن محلول و معلق آن طی تشکيل ابر جدا شده حين نزول بصورت باران مقداری از CO2 هوا را در خود حل ميکند و بصورت يک اسيد ضعيف که pH آن از 7 کمتر است در ميآيد.اين آب هنگام عبور از سنگهاي زيرزمينی يونهايي مانند Ca2+، Mg2+ و Fe2+ را در خود حل میکند که باعث آلوده شدن طبيعی آب ميشود

وجود املاح گفته شده در آب باعث ميشود صابون معمولي در آن کف نکند، از اينرو اين آب ها را آب سخت نامگذاری کردند

آب سخت آبی است که حاوی نمك‌هاي معدني از قبيل ترکیبات کربنات‌های هیدروژنی و کلسیم ومنیزیم و ... استعناصر ایجاد کننده سختی آب صابون عمدتا توسط کلسیم و منیزیم قابل ترسیب است، ولی به غیر از آنها فلزات دیگری نظیر آلومینیوم ، آهن ، منگنز ، استرانسیم و روی نیز در ایجاد سختی آب شرکت می‌کنند، ولی از این نظر که دو عنصر اولی در مقادیر زیاد در آبهای طبیعی وجود دارند، لذا سختی آب بطور عمده بر اساس این دو سنجیده می‌شود. ولی با وجود این ، اگر مقادیر فلزات دیگر قابل توجه باشد، باید آنها را نیز محسوب داشت.تغییرات سختی آببر حسب آنکه آب در موقع نفوذ در زمین از قشرهای آهکی و منیزیمی و گچی گذشته و یا نگذشته باشد سختی آب کم یا زیاد می‌شود. آبهای نواحی آهکی سختی زیادتری تا آبهای نواحی گرانیتی و یا شنی دارند. سختی آب در عرض سال هم ممکن است تغییر نماید. معمولاً سختی آبها در فصل باران کم و در فصل خشکی زیاد می‌شود. و بعضی مواقع هم در فصول پر باران و مرطوب مثل غار ها ایجاد شود.

از عاطفه صلح جو

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:46  توسط اول یک  | 

ریبوزوم

توسط.یاسمن
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:44  توسط اول یک  | 

ریبوزوم

یاسمن
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:41  توسط اول یک  | 

اجتماعی بخوان

 

درمان تو درخود تو است، تو بدان بصيرت نداري. 

درد تو نيز از خود توست، تو بر آن آگاهي نداري.

تو آن كتاب مبيني هستي كه به ياري حروف اندك آن، راز‌هاي نهفته آشكار مي‌شود، آيا گمان، مي كني كه تو همين جسم كوچك هستي؟ و حال آنكه از «جهان بزرگ» درك تاب وجود تو مندرج است.

امام علی (علیه السلام)

از مهمترين آفتهاي نظام‌هاي آموزشي جهاني و من جمله كشور ما افت تحصيلي است كه همه ساله به صورت هاي گوناگون تعداد بسياري از استعدادهاي بالقوة انساني و منابع اقتصادي جامعه را هدر داده و نابسامانيهاي فردي و اجتماعي را بر جاي مي‌گذارد، هرچند پاره اي از موارد افت تحصيل در بعضي از رشته‌هاي خاص بيشتر مشاهده مي‌شود ولي مي‌توان علل آن راتقريباً يكسان دانست: از جمله افت بر اثر قصور در اعمال و روش هاي مناسب آموزشي و پرورشي توسط نظام آموزش و پرورش،معلمان، خانواده، … .

شیخی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:27  توسط اول یک  | 

تخم مرغ نقره ای

- تخم مرغ نقره اي:
داستان تخم مرغ طلايي را همه ما در دوران كودكي به اشكال مختلف شنيده ايم. اما ما در اين جا به شما داشتن يك تخم مرغ نقره اي را آموزش خواهيم داد. شما مي توانيد با انجام اين آزمايش در مهماني هايتان ضمن شگفت زده كردن مهمانانتان اوقات شادي را براي آنها فراهم كنيد.
مواد و وسايل لازم: تخم مرغ یک عدد - ليوان شيشه اي نسبتاً بزرگ یک عدد - شمع يك عدد و مقداري آب
خيلي ساده است، فقط كافيست تخم مرغ را روي شمع روشن بگيريد تا سراسر پوسته آن توسط دوده شمع سياه شود. بايد تخم مرغ را به رأس شمع كاملاً نزديك كنيد. ولي مواظب دستان خود باشيد تا نسوزد. دقت نماييد تا سراسر پوسته تخم مرغ بطور كاملاً يكنواخت از دوده پوشانده شود. ليوان را تا نيمه پر از آب كنيد. بطوريكه وقتي تخم مرغ را درون آب انداختيد، آب تمام سطح تخم مرغ را بپوشاند و در ضمن از ليوان نيز بيرون نريزد. حال از روبرو به تخم مرغ خود نگاه كنيد. چه مي بينيد؟ يك تخم مرغ نقره اي درخشنده كه خيلي بزرگتر از اندازه واقعي تخم مرغ سياه شده است.
به نظر شما دليل اين پديده چيست؟
دوده ای که روی تخم مرغ را گرفته است، نفوذ ناپذير بوده و مانع از نفوذ آب به سطح تخم مرغ مي شود و هنگام فرو رفتن در آب يك لايه نازك هوا را همراه خود مي برد. اين لايه هوا كه به طور يكنواخت سطح تخم مرغ را پوشانده است. باعث ايجاد شكست در نور عبوري از آب مي شود. كه همين شكست نور رنگ سياه تخم مرغ را نقره اي نمايش مي دهد. براي مشاهده يك پديده مشابه شما مي توانيد يك لوله آزمايش را در آب فرو برده و از روبرو به آن نگاه كنيد، مشاهده خواهيد نمود كه قسمتي از لوله كه داخل آب قرار دارد نقره اي به نظر مي رسد. حال دليل بزرگتر بودن تخم مرغ نقره اي نسبت به تخم مرغ معمولي را شما به ما بگوييد.
زهرا حیدری
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 10:23  توسط اول یک  | 

یکی از علل افت تحصیلی دانش آموزان

یکی از علل افت تحصیلی دانش آموزان

از آنجا که آموزش و پرورش عمومي حق همه افراد جامعه است پس بايد افراد جامعه به اهداف و نتايج پيش بيني شده براي اين سطح آموزش و پرورش برسند . در نتيجه افت تحصيلي در آن بي معنا خواهد بود نظر به اينکه يادگيري فرآيندي پويا و ممتد است نه ثابت و مقطعي ، بنابراين تقسيم بندي تغيير و تحولات مداومي که فرد در جريان يادگيري با آنها روبروست به مراحل دلخواه تحصيلي و ارائه آزمونهايي براي اندازه گيري يادگيري او در خلال يا در پايان هر يک از مراحل به منظور تعيين سرنوشت او نمي تواند توجيه پذير باشد . زيرا نمرات امتحاني به شخصي که امتحانات را تصحيح مي کند وابستگي دارد و شايستگي معلمان در تدريس از يک موضوع درسي به موضوع درسي ديگر متفاوت است پس ارزش نمرات امتحاني متفاوت است . تأکيد زياد بر نمرات امتحاني هدفهاي اصلي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد و نمره به صورت هدف در مي آيد و به جاي تأکيد بر پرورش قدرت خلاقيت وابتکار و جرأت و جسارت ، بر حفظ و ذخيره دانشهاي ساخته و پرداخته کنوني در ذهن تأکيد مي کند .

دانش آموزان به طور کلي در فعاليتهاي اوليه تحصيلي شان تقريباً ياد مي گيرند که به نظام نمره گذاري و ارتقا گواهينامه گزارشهاي تحصيلي اهميت قائل شوند امتحانات در صورتي توجيه پذيرند که نقاط قوت و ضغف دانش آموزان را نشان داده و زمينه پيشرفت آنان را فراهم نمايد .

نوشته شیخی اول یک

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 11:8  توسط اول یک  | 

سوالات فرادانشی علوم زیستی

سوالات فرادانشی علوم زیستی

سوالات فرا دانشی (زیست سال اول)

تهیه و تنظیم: سیده آمنه فرجودی

1-  پاسخ کدام یک از پرسش های زیر را می توان با روش علمی یافت؟

الف) آیا نوشیدن چای داغ باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان مری می شود؟

ب) کدام یک از آثار استاد شجریان از نظر شما زیباتر است؟

ج) آیا استفاده از کارت هوشمند سوخت باعث کاهش آلودگی هوا خواهد شد؟

د) آیا زگیل نتیجه پاشیدن آب روی گربه است؟

جواب) مورد ب را با روش علمی نمی توان

2-  کدام یک از موارد زیر مثالی از پژوهش های علوم زیستی پایه ای است و کدام یک مثالی از پژوهش های علوم زیستی کاربردی است؟

الف) جستجوی حیات در دیگر سیاره ها

ب) یافتن قوانین شیمی- فیزیک حاکم بر رویدادهای زیستی

ج) تحقیق در باره ساختار ویروس ایدز

د) تحقیق در باره چگونگی درمان نابینایی

جواب) همه ی موارد پایه ای فقط مورد "د" علوم زیستی

 

3-  لنفوسیت ها گروهی از گلبول های سفید هستند که پروتئین ترشح می کنند، با توجه به نقش اندامک ها مسیر ترشح پروتئین ها را در سلول بنویسید.

جواب) ریبوزوم: شبکه آندوپلاسمی ← دستگاه گلژی ← خروج از طریق غشای پلاسمایی

 

4-  گلیکوژن و سلولز هر دو از گلوکز ساخته شده اند. انتقال آنزیمی دارد که می تواند گلیکوژن را تجزیه کند اما قادر به تجزیه سلولز نیست. این امر بیانگر کدام یک  از ویژگی های آنزیم است؟

جواب) اختصاصی بودن عمل آنزیم ها

 

 

 

صفحه اول

5-  در جدول زیر اندامک های غشادار و بدون غشا با یکدیگر مقایسه شده اند با علامت × نشان دهید که کدام اندامک غشا دارد و کدام غشا ندارد؟

 

اندامک

غشادار

 

بدون غشا

یک لایه

دو لایه

الف) دیواره سلولی

...............

...............

...............

ب) ریبوزوم

...............

...............

...............

ج) شبکه آندوپلاسمی

...............

...............

...............

د) میتوکندری

...............

...............

...............

ه) واکوئل

...............

...............

...............

و) دستگاه گلژی

...............

...............

...............

ز) لیزوزوم

...............

...............

...............

ح) کلروپلاست

...............

...............

...............

ط) اسکلت سلولی

...............

...............

...............

ی) هسته

...............

...............

...............

ک) کروموزوم

...............

...............

...............

 

6-  در سیب آنزیمی وجود دارد که باعث می شود وقتی پوست سیب کنده شود بافت آن قهوه ای رنگ شود ولی اگر سیب پوست کنده ر ا بلافاصله در آب بجوشانیم قهوه ای رنگ نمی شود. چرا؟

جواب) افزایش دما بیش از 50 یا 60 درجه سانتی گراد باعث از بین رفتن ساختار سه بعدی آنزیم و در نتیجه مختل شدن کار آن می شود وقتی سیب پوست کنده را در آب بجوشانیم آنزیم مورد نظر از بین می رود و در نتیجه بافت سیب قهوه ای رنگ نمی شود.

 

صفحه دوم

11-                   در سال 1772 پریستلی (کاشف اکسیژن) یکی از اولین آزمایش ها را در باره فتوسنتز انجام داد وی یک موش زنده را در محفظه ای که اکسیژن موجود در آن، قبلاً با سوزاندن شمع تمام شده بود قرار داد و دید که این محفظه موش می میرد اما اگر پس از سوزاندن شمع، یک گیاه سبز در محفظه قرار بگیرد موش زنده می ماند، شما نتایج حاصل از آزمایش پریستلی را چگونه توضیح می دهد؟

جواب) موش برای زنده ماندن به اکسیژن نیاز دارد و به همین سبب در محفظه بدون اکسیژن می میرد. زنده ماندن موش در کنار یک گیاه سبز نشان می دهد که گیاه توانسته است اکسیژن لازم را برای تنفس موش را فراهم کند آزمایش پریستلی نشان داد که طی فتوسنتز اکسیژن آزاد می شود.

 

12-                   آیا ویتامین ها را می توان "غذا" نامید؟ چرا؟

جواب:  بله، درست است که ویتامین ها مستقیماً نقش ساختمانی ندارند و برای تامین انرژی مصرف نمی شوند اما وجود آن ها برای انجام واکنش های شیمیایی ضروری است. در نتیجه انجام این واکنش ها ماده و انرژی تامین می شود. پس در واقع وجود ویتامین ها برای تامین ماده و انرژی ضروری است. از این رو می توان ویتامین ها را :غذا" نامید.

 

13-                   کمبود ویتامین بیشتر در چه افرادی دیده می شود و چرا؟

جواب: در افرادی که فقط از یک نوع رژیم غذایی خاص استفاده می کنند (مثل گیاه خواری) و به طور کلی رژیم غذایی آن ها متوازن نیست.

 

14-                   چرا در افرادی که فقط از غذاهای گیاهی استفاده می کنند، بیماری های ناشی از کمبود ویتامین ها دیده می شود.

جواب: بعضی از ویتامین ها مثل ویتامین D فقط در غذاهای حیوانی یافت می شود.

 

15-                   100 گرم سیب زمینی آب پز 240 کیلو ژول انرژی به ما می دهد اما 100 گرم سیب زمینی سرخ کرده 900 کیلو ژول انرژی به ما می دهد. به نظر شما این تفاوت زیاد به سبب چیست؟

جواب: مقدار انرژی حاصل از سیب زمینی سرخ کرده به سبب همراه بودن با روغن بیش از مقدار انرژی حاصل از سیب زمینی آب پز است.

 

صفحه سوم

16-                   گاهی می شنویم که می گویند کسانی که به کارهای بدنی (فیزیکی) سخت اشتغال دارند باید غذاهای پروتئینی زیاد بخورند. به نظر شما چرا چنین تصوری درست نیست؟

جواب: سوخت سلول های بدن ما، گلوکز است. وقتی که ماهیچه ها فعالیت بیشتری می کنند، به گلوکز بیشتری نیاز دارند نه پروتئین بیشتر

 

17-                   نمودار زیر نشان می دهد که چگونه شدت فتوسنتز یک گیاه در دو محیط که غلظت CO2 متفاوتی دارند، تحت تاثیر شدت نور قرار می گیرد. منحنی "الف" مربوط به محیطی است که غلظت دی اکسید کربن آن کم است و منحنی "ب" به محیطی است که غلظت دی اکسید کربن آن زیاد است.

الف) در هر یک از قسمت های 1، 2، 3 نمودار چه عاملی شدت فتوسنتز را کنترل می کند؟

ب) در نقطه 4، چه عاملی ممکن است شدت فتوسنتز را کنترل کند؟

ج) در چه موقعی (یا مواقعی) از یک روز تابستانی در منطقه گرمسیر انتظار دارید که سرعتن فتوسنتز در گیاهان

1) ماکریمم باشد  2) صفر باشد  3) مینیمم باشد اما بالای صفر  4) با شدت نور کنترل شود           5) با غلظت دی اکسید کربن کنترل شود

جواب) الف در قسمت 1: نور – چون با افزایش شدت نور، شدت فتوسنتز نیز بیشتر می شود.

الف در قسمت 2: دی اکسید کربن- چون افزایش شدت نور بر شدت فتوسنتز موثر نیست مگر آنکه غلظت دی اکسید کربن افزایش یابد.

الف در قسمت 3: نور – چون با افزایش شدت نور شدت فتوستنز بیشتر می شود.

ب: دی اکسید کربن یا دما

ج در قسمت 1: مواقع میانی روز       ج در قسمت 2: شب      ج در قسمت 3: سپیده دم غروب

ج در قسمت 4: سپیده دم و غروب    ج در قسمت 5: مواقع میانی روز

د: وقتی که هوا به طور استثنایی سرد باشد.

 

18-                   آیا غذاهایی که می خوریم می توانیم در بدن ما انرژی "تولید" کنند؟ چرا؟

جواب: طبق قانون بقای انرژی، انرژی نه تولید می شود و نه از بین می رود بلکه از صورتی به صورت دیگر "تبدیل" می شود. غذا نمی تواند انرژی تولید کند بلکه انرژی ذخیره شده در آن به صورت های دیگر انرژی تبدیل می شود و مورد استفاده بدن قرار می گیرد.  
                                                   نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:56  توسط ناهید  | 

زمان ها در عربی

زمانها

۱- ماضی ساده یا مطلق

:الف: مثبت: فعل ماضی ساده در زبان عربی مانند :ذَهَبَ(رفت) ،کَتَبَ (نوشت) ب) منفی : ما + فعل ماضی/ لم +فعل مضارع (کاربرد بیشتری دارد)مانند:ما ذهب علیٌ/لم یذهب علیٌ (علی نرفت)

2-ماضی نقلی

:الف) مثبت: قد+فعل ماضی ، /قلّما/طالما/کَثُرَما+فعل ماضی. قد ذهبَ ( رفته است ) قلّما دخلَ فی الغَپبوبةِ (کمتر بیهوش بوده است) کَثُرما عُدتُ إلی نفسی (فراوان به خودم آمده ام) ب)منفی:ماضی منفی +بَعدُ/ لماّ+فعل مضارع/ لم +فعل مضارع +بَعدُ قد ذهبَ.(رفته است) ما ذَهبَ بعدُ /لّما یذهَبْ/لم یذهَبْ بعدُ ( هنوز نرفته است)

3-ماضی استمراری :

الف مثبت: کان + فعل مضارع / عاد + فعل مضارع / کان + اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: کان یذهبُ/ عاد یذهبُ /کان ذاهباً ( می رفت ) ب) منفی: کان منفی + فعل مضارع / کان + فعل مضارع منفی / کان منفی + اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: ما کانَ یذهبُ/ کانَ لا یذهبُ /ما کان ذاهباً ( نمی رفت )

4-ماضی بعید :

الف مثبت: کان [+ قد] + فعل ماضی مانند: کنتُ قد ذهبتُ ( رفته بودم) ب) منفی : کان منفی + فعل ماضی / کان + فعل ماضی منفی. لم یکن ذهبَ / کان لم یذهبْ (نرفته بود)

5-ماضی التزامی :

الف مثبت:یکون +قد + فعل ماضى مانند : ربّما یکون قد ذهبَ ( شاید رفته باشد) ب) منفى) لا یکون + قد + فعل ماضى مانند: لیته لا یکون قد ذهبَ ( اى کاش نرفته باشد)

6-مضارع اخباری :

الف مثبت: 1- فعل مضارع عربى بدون ادوات ناصبه یا جازمه 2- استفاده از اسم فاعل به عنوان خبر در جمله اسمیه. مانند: یذهب علیٌ / علی ذاهبٌ ( على مى رود ) ب) منفى) لا / ما / لیس + فعل مضارع.مانند: لا یذهبُ علیٌ / ما یذهب علیٌ / لیس علیٌ یذهبُ.(علی نمی رود)

7- مضارع التزامی:

ربّما + فعل مضارع / لیتَ + اسم + فعل مضاع/ادوات ناصبه (أن/کی/لکی/حتّی) + فعل مضارع/ ادات جازمه به جز لم و لمّا + فعل مضارع: مانند: ربّما یذهبُ (شاید برود)لیته یذهبُ(ای کاش برود)أن یذهبَ(که برود)

8-مستقبل (خواهد + فعل ):

الف مثبت: س / سوف + فعل مضارع مانند: سأذهبُ / سوف أذهبُ(خواهم رفت) ب) منفی: لن + فعل مضارع . مانند : لن یذهبَ علیٌ إلی بیتِ صدیقه( علی هرگز به خانه دوستش نخواهد رفت) برخی از اسلوبهای کاربردی :

1- به محض اینکه ... (هنوز نه ... که ...) الف ) ماضی : 1):لم یکد ( ما کاد )+ فعل مضارع+ ... + حتى / إذ + فعل ماضى 2): ما + إنْ + فعل ماضى + ...+ حتى / إذ + فعل ماضى 3): فعل ماضى منفى ( ما + فعل ماضى / لم + فعل مضارع ) + ... + حتى / إذ + فعل ماضى لم أکدْ أدخلُ الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک / ما إنْ دخلتُ الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک / لم أدخل الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک ( به محض اینکه وارد کلاس شدم استاد را آنجا دیدم / هنوز وارد کلاس نشده بودم که استاد را آنجا دیدم ) ب) مضارع و آینده : 1) لا یکاد + فعل مضارع + ... + حتی + فعل مضارع

2) لا یوشک + فعل مضارع + ...+ حتى + فعل مضارع مانند : لا یکاد علی یذهب إلى ذلک المکان حتى یشاهد صدیقه هناک ./ لا یوشک علی یذهب إلى ذلک المکان حتى یشاهد صدیقه هناک .( به محض اینکه على به آن مکان برود دوستش را در آنجا خواهد دید .) 2- دیگر نه ... الف : عاد منفی ( ما عاد / لم یَعُد) + اسم و خبرش( اسم یا فعل) ب): عاد + اسم آن + فعل منفى ج: أصبح منفی ( ما أصبح / لم یُصبِح ) + اسم و خبرش( اسم یا فعل) د: أصبح + اسم آن + فعل منفى لم یعُد الشعرُ وسیلةً للتکسّب ( شعر دیگر وسیله ای برای کسب درآمد نبود) لم تُصبحْ هناک دولة رومانیة تُسَیْطر على الشرق کما کانت الحال من قبلُ (دیگر حکومتی رومانی مانند گذشته بر شرق تسلط نداشت)

3- نزدیک بود که ... کاد + اسم و خبر آن ( فعل مضارع ) برای اینکه عبارت بر گذشته دلالت کند از کاد( ماضی) و برای اینکه بر مضارع دلالت کند از یکاد (مضارع) استفاده می کنیم. مانند: ﴿کادَ یزیغُ قلوبُ فریقٍ مِنهُم ﴾(توبه/17) (نزدیک بود که دلهاى گروهی از آنها بلغزد) ﴿تکادُ السَّمواتُ یَتفَطَّرن منه﴾(مریم/ 90 )(نزدیک است که آسمان از این گفته زشت از هم فرو ریزد)

4- گاهی ... الف: قد + فعل مضارع مانند : قد یخرج هذا الموظَّف من الکلیة فی ساعات الدَّوام ( گاهی این کارمند در ساعات کاری از دانشکده خارج می شود) ب: استفاده از قیدهای من حینٍ إلی حین / أحیاناً / فی بعض الأحیان / بعض الأوقات و... مانند: علیٌ یذهبُ إلی الحدیقة العامة من حینٍ إلی حین ( علی گاهی به پارک می رود )

5- تقریباً نه ... الف : زمان مضارع : لا یکاد + اسم آن + فعل مضارع لا یکاد علیٌ یذهبُ إلی تلک المنطقة ( على تقریباً به آن منطقه نمى رود) ب: زمان ماضى : لم یکد + اسم آن + فعل مضارع لم یکد ذلک الرجل یعلم شیئاً عن هذا الموضوع ( آن مرد تقریباً چیزى از این موضوع نمى دانست)

6- دیرى نپائید که ...(فوراً) ما لبثَ ( لم یلبثْ) + أنْ + فعل ماضى لم یلبث أن شنّ جیش العدو هجوماً شرساً (دیرى نپائید که(فوراً) ارتش دشمن دست به حمله ی وحشیانه ای زد)

7-ترکیب هاى وصفى اضافى : در زبان فارسی گاهی مضاف علاوه بر مضاف الیه (متمّم) دارای صفت نیز می باشد که این صفت میان مضاف و مضاف الیه قرار می گیرد0اما در زبان عربی هیچ چیز بین مضاف و مضاف الیه فاصله نمی اندازد. مانند : گُلِ زیبایِ علی در زبان فارسی که در عربی به صورتِ « گُلِ علیْ زیبا »( وردةُ علیٍ الجمیلةُ ) بیان می شود.

پردیس خدادادیان


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:51  توسط اول یک  | 

تقسیم میوز

 


بخش اول :تقسیم میوز

بخش اول میوز همانند میتوز خود شامل چهار مرحله است.

پروفاز اول

مرحله پروفاز در میوز اول روند پیچیده‌ای است که بسیار کندتر از میتوز صورت می‌گیرد و شامل پنج مرحله است:


  • زیرمرحله لپتوتن:

    آغاز پروفاز با افزایش حجم هسته‌ای مشخص می‌شود. کروموزومها به صورت تخمهای دراز ، نازک و تاب خورده به شکل دانه‌های تسبیح به نام کرومومر ظاهر می‌شوند. این ریز مرحله را لپتوتن گویند. کروموزومها منفرد به نظر می‌رسند، در حالی که بیشتر DNAی یاخته قبلا دو برابر شده و کروموزومها دارای دو کروماتید هستند. بر اساس گفته «براون» ، سنتز DNA تا مرحله لپتوتن ادامه دارد و زمان چرخه یاخته‌ای را تشکیل می‌دهد.

  • زیرمرحله زیگوتن:

    در این مرحله کروموزومهای همساخت به ترتیب ویژه‌ای جفت می‌شوند. نیرویی که دو جفت کروموزوم را به سوی یکدیگر می‌کشد، هنوز مشخص نشده است. این روند را سیناپس می‌گویند و جفت کروموزومهای همساخت را بی‌والانت (تتراد) می‌گویند.

  • زیرمرحله پاکی‌تن:

    در این مرحله هستک از نظر اندازه رشد می‌کند و کروموزومها کوتاهتر و ضخیخم‌تر می‌شوند. حال هر کدام یک تتراد هستند که از دو کروموزوم همساخت یا 4 کروماتید تشکیل شده‌اند. هر کروماتید از یک تتراد ، به دور کروماتید خواهر خود می‌پیچد و کوتاهتر و ضخیم‌تر می‌شود. هر کروموزوم همساخت سانترومر مستقل دارد. بنابراین هر کروماتید سانترومر خاص خود را دارا است.

    مهمترین رویداد در زیرمرحله پاکی‌تن ، تشکیل کیاسما به هنگامی است که دو کروماتید خواهر از هر کروموزوم همساخت ، قطعاتی را بین خود مبادله می‌کنند. تبادل قطعات بین دو کروماتید از دو کروموزوم همساخت را کراسینگ اور (تقاطع کروموزومی) گویند. زیرمرحله پاکی‌تن طولانی است. در پایان این زیرمرحله ، نیرویی سبب جدا شدن کروماتیدها از یکدیگر می‌شود.

  • زیرمرحله دیپلوتن:

    در این مرحله کروموزومها ، جدا شدن از یکدیگر را آغاز می‌کنند، اما چون در بعضی نقاط تبادل صورت گرفته است، لذا در این نقاط متصل به یکدیگر باقی می‌مانند. این ریز مرحله حقیقتا کیاسما نام دارد و از نظر ژنتیکی دارای اهمیت فراوانی است، زیرا تبادل بین کروماتیدهای ناخواهری در این زیرمرحله صورت می‌گیرد. کراسینگ اور به تبادل ژنها می‌انجامد و سبب تشکیل کروماتیدهای نوترکیب می‌شود. در ژنتیک مولکولی ، کراسینگ اور به عنوان وسیله تجربی برای نقشه برداری کروموزومی بکار می‌رود.

  • زیرمرحله دیاکینز:

    در این مرحله ، کروموزومها کوتاهتر و ضخیم‌تر شده و کیاسما ناپدید می‌شود. کروموزومهای همساخت از دو سو به سمت محیط هسته کشیده می‌شوند، اما جدا شدن کامل کروماتیدها صورت نمی‌گیرد. کروموزومهای همساخت فقط در انتها متصل به یکدیگر باقی می‌مانند و ساختار حلقه مانند عریضی را تشکیل می‌دهند. به علاوه هستک و غشای هسته ناپدید می‌شود و دوک بطور کامل تشکیل می‌گردد. کرومزومهای تتراد در صفحه متافاز قرار می‌گیرند.

متافاز اول

این مرحله پس از دیاکینز آغاز می‌شود و همانند متافاز میتوز است. کروموزومهای همساخت در صفحه استوایی باقی می‌مانند و از طریق سانترومرها به رشته‌های دوک متصل می‌شوند.

انافاز اول

در آنافاز اول ، کروماتیدهای خواهر از هر کروموزوم همساخت که به وسیله سانترومر به یکدیگر متصل‌اند، به قطبهای مربوط به خود می‌روند. کیاسما کاملا متلاشی می‌شود و کروماتیدهای ناخواهری از هم جدا می‌گردند. این کروماتیدها ، با کروموزومهای پدری و مادری خود تفاوت دارند. در مقایسه با آنافاز میتوز که در آن هر کروموزوم یک کروماتید دارد، هر کروموزوم در مرحله آنافاز میوز ، از دو کروماتید تشکیل شده است که احتمالا یکی از کروماتیدها ، نوترکیب است.

تلوفاز اول

در این مرحله کوتاه ، پیچش کروماتیدها باز شده و کروماتیدها دراز می‌شوند و تا مدتی در حالت فشردگی باقی می‌مانند. غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتید تشکیل می‌گردد و دو هسته مجزا بوجود می‌آیند. در بعضی موجودات پس از تشکیل غشاها در هسته ، هر هسته دختر قبل از اینکه دومین تقسیم میوز آغاز شود، مدتی در مرحله اینترفاز باقی می‌ماند. باید توجه داشت که بین دو تقسیم میوز (ساختمان DNA|DNA)) ساخته نمی‌شود.



تصویر

مرحله ی دوم :میوز

این مرحله تقسیم همانند میتوز است، اما با این تفاوت که کروموزومها از دو کروماتید تشکیل شده‌اند. در این نوع تقسیم هر دو هسته خواهر از مراحل پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز دوم می‌گذرند. در این مرحله مضاعف شدن DNA صورت نمی‌گیرد.

متافاز اول

پروفاز این مرحله بسیار کوتاه است. دوک تشکیل می‌شود و کروموزومهای دو کروماتیدی و مضاعف روی آن قرار می‌گیرند.

متافاز دوم

در متافاز دوم ، کروموزومها به قسمت وسط دوک می‌روند و در آنجا مستقر می‌شوند. نکته جالب توجه این است در متافاز میوز اول سانترومرهای کروموزومهای همساخت از یکدیگر جدا می‌شوند، در حالی که در میوز دوم سانترومرهای کروماتیدهای خواهری از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

تلوفاز اول

در آنافاز دوم میوز کروماتیدهای هر کروموزوم از هم جدا می‌شوند و به دو قطب سلول می‌روند.

تلوفاز دوم

در تلوفاز دوم میوز ، تقسیم میوزی کامل می‌شود و چهار سلول بوجود می‌آید. در بسیاری از جانداران ماده ، سیتوپلاسم سلولها در میوز بطور نامساوی تقسیم می‌شود و فقط یک سلول به جای چهار سلول حاصل می‌آید که سیتوپلاسم فراوان دارد و مبدل به تخمک می‌شود. سه سلول کوچک باقیمانده معمولا می‌میرند. در بعضی از جانداران نر چهار سلول حاصل مبدل به اسپرم می‌شود

نوشته شده توسط طوبی حسینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:46  توسط اول یک  | 

اموزش 8باب عربی

 فصل ۲ باب تفعیل

مانند صرف صرف يصرف تصريف مصدر سالم اين باب علاوه بر وزن تفعيل گاهى بر وزن فعال و گاهى بر وزن فعال و گاهى بر وزن فعال و گاهى بر وزن تفعال و گاهى بر وزن تفعله مى‏آيد مانند سلم يسلم تسليم و سلام كذب يكذب تكذيب و كذاب و كذاب كرر يكرر تكرير و تكرار كرم يكرم تكريم و تكرمه مصدر مهموز اللام و ناقص اين باب غالبا فقط بر وزن تفعله مى‏آيد مانند هنا يهنى‏ء تهنئه ربى يربى تربيه صرف بعضى قسمتهاى باب تفعيل چنين است

 ماضى معلوم صرف صرفا صرفوا...

مضارع معلوم يصرف يصرفان يصرفون...

امر معلوم ليصرف ليصرفا ليصرفوا...

صرف صرفا صرفوا...

مضارع معلوم يصرف يصرفان يصرفون...

مضارع مجهول يصرف يصرفان يصرفون...

امر مجهول ليصرف ليصرفا ليصرفوا...

مضاعف مدد يمدد تمديد ليمدد...

مدد...

اجوف حول يحول تحويل ليحول...

حول...

لفيف وصى يوصى توصيه ليوص...

وص...

معانى باب تفعيل باب تفعيل در هفت معنى بكار برده مى‏شود

1 - تعديه مانند فرح زيد زيد خوشحال شد فرح بكر زيدا بكر زيد را خوشحال كرد تعديه معنى غالبى باب تفعيل است.

2 -تكثير يعنى دلالت بر كثرت و زيادى يا در خود فعل مانند طوف زيد زيد بسيار طواف كرد يا در فاعل مانند موت المال چارپايان زياد مردند و يا در مفعول مانند غلقت الابواب همه درها را بستم.

3 -سلب يعنى سلب مبدا فعل از مفعول مانند قشرت البيضه تخم مرغ را پوست كردم جلدت الجزور پوست شتر يا گوسفند را كندم.

4 -نسبت يعنى نسبت دادن مبدا اشتقاق فعل به مفعول مانند وحد الله خدا را يگانه دانست عدلت زيدا به زيد نسبت عدالت دادم كفرت بكرا بكر را كافر شمردم به او نسبت كفر دادم.

5 -تدريج مانند نزل بتدريج فروفرستاد.

6 -ضد معناى باب افعال مانند فرط كوتاهى كرد كه ضد افرط زياده روى كرد مى‏باشد.

7 -معناى ثلاثى مجرد مانند زال زيد بين القوم يا زيل بينهم زيد ميان جمعيت تفرقه انداخت‏

 فصل ۳ باب مفاعلة

مانند ضرب ضارب يضارب مضاربه و ضراب مصدر مثال يائى اين باب فقط بر وزن مفاعله مى‏آيد مانند ياسر يياسر مياسره ولى مصدر ساير اقسام غالبا علاوه بر مفاعله بر وزن فعال نيز مى‏آيد اينك صرف بعضى از قسمتهاى آن ماضى معلوم ضارب ضاربا ضاربوا...

مضارع معلوم يضارب يضاربان يضاربون...

امر مجهول ليضارب ليضاربا ليضاربوا...

مضاعف ضار يضار مضاره و ضرار ليضارر ليضار ليضار...

ضارر ضار ضار...

مهموز آمر يؤامر مؤامره ليؤامر آمر اجوف قاوم يقاوم مقاومه ليقاوم قاوم لفيف ساوى يساوى مساواه ليساو ساو .

معانى باب مفاعله معانى معروف اين باب چهار معنى است 1 مشاركت يعنى بيان شركت دو شخص يا دو چيز در فعل يعنى هر دو هم فاعلند و هم مفعول مانند ضارب زيد بكرا زيد با بكر زد و خورد كردند شاعرت زيدا با زيد مشاعره كردم مشاركت معنى غالبى اين باب است.

2 -تعديه مانند بعد دور شد باعدته او را دور كردم.

3 -تكثير مانند ناعمه الله خدا زياد به او نعمت داد.

4 -معناى ثلاثى مجرد مانند سفر زيد يا سافر زيد مسافرت كرد .

غالبا چون فعلى از اين باب به خداوند نسبت داده شود به همين معناست مانند قاتلهم الله عافاك الله يخادعون الله و هو خادعهم

 فصل ۴ باب افتعال

مانند كسب اكتسب يكتسب اكتساب باب افتعال داراى هفت قاعده خصوصى است

1 - هر گاه فاء الفعل اين باب صاد يا ضاد يا طاء يا ظاء باشد تاء باب به طاء تبديل مى‏گردد مانند صبر اصطبر ضرب اضطرب طرد اطرد ظلم اظطلم در مورد اخير اظلم و اطلم نيز طبق قاعده ادغام جايز است.

2 -هر گاه فاء الفعل دال يا ذال يا زاء باشد تاء باب به دال تبديل مى‏شود مانند درك ادرك ذكر اذدكر زجر ازدجر در دو مورد اخير نيز ادغام جايز است يعنى مى‏توان گفت اذكر و ادكر و ازجر ادجر استعمال نشده است.

3 -هر گاه فاء الفعل حرف عله باشد به تاء تبديل شده سپس در تاء باب

ادغام مى‏شود مانند وحد اتحد يسر اتسر در مورد اخير ايتسر نيز جائز است.

4 -قاعده تخفيف همزه غالبا در مهموز الفاء اين باب جارى نمى‏شود مانند ائتمن ائتم و...

بخلاف اخذ ائتخذ ايتخذ اتخذ.

5 -چنانچه فاء الفعل ثاء باشد تاء باب به ثاء تبديل سپس قاعده ادغام جارى مى‏شود مانند ثار اثار انتقام خون كشته را گرفت.

6 -هر گاه عين الفعل اين باب يكى از 12 حرف ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ باشد جائز است تاء باب را از جنس عين الفعل نموده و در آن ادغام نماييم سپس فاء الفعل را مفتوح يا مكسور كنيم مفتوح بنا بر قاعده ادغام و مكسور بنا بر قاعده التقاء ساكنين و چون از همزه باب مستغنى مى‏شويم آنرا بياندازيم مانند اختصم اخصصم اخصم بفتح خاء و كسر آن خصم بفتح خاء و كسر آن يهتدى يهدى.

7 -در اجوف باب افتعال اگر به معنى مشاركت باشد قاعده هشتم اعلال جارى نمى‏شود مانند ازدوج على و فاطمه و اعتونا بخلاف اعتاد و اختار و امثال آن .

صرف بعضى از قسمتهاى آن چنين است مضاعف امتد يمتد امتداد ليمتدد ليمتد ليمتد...

امتدد امتد امتد...

ناقص ارتضى يرتضى ارتضاء ليرتض ارتض .

معانى باب افتعال اين باب به شش معنى مى‏آيد

1 - مطاوعه يعنى اثر پذيرى مانند جمعت الناس فاجتمعوا مردم را جمع كردم پس جمع شدند البته چنانكه از مثال معلوم است فاعل اين باب در اين معنى مفعول ثلاثى مجرد است مطاوعه معنى غالبى اين باب مى‏باشد.

2 -مشاركت مانند اختصم زيد و بكر زيد و بكر با هم دشمنى كردند.

3 -اتخاذ يعنى فراهم آوردن و تهيه كردن مبدا فعل مانند احتطب زيد و اختبز و اشتوى زيد هيزم تهيه كرد و نان پخت و كباب درست كرد.

4 -طلب يعنى خواستن مبدا فعل از مفعول مانند اكتد زيد بكرا زيد از بكر خواست كه كوشش كند.

5 -كوشش مانند اكتسبت المال با كوشش مال بدست آوردم.

6 -معناى ثلاثى مجرد مانند جذبت يا اجتذبت رداء زيد عباى زيد را كشيدم‏

 فصل ۵ باب انفعال

مانند صرف انصرف ينصرف انصراف خصوصيت باب انفعال اين است كه افعال خارجى يعنى افعالى كه اثر خارجى و ظاهرى دارند به آن برده مى‏شوند نه افعالى مانند علم و ظن و امثال آن اين باب هميشه لازم است و متعدى ندارد .

معناى باب انفعال فقط مطاوعه است مانند صرفته فانصرف قسمته فانقسم كسرته فانكسر و...

تمرين‏افعال زير را به باب انفعال برده معنى نمائيد غلق بست عطل تعطيل كرد عدم نابود كرد هدم خراب كرد صرف گردانيد طلق آزاد كرد عرف دانست فكر فكر كرد يقن يقين كرد قسم تقسيم كرد شق شكافت سمع شنيد سد بست‏

در باب تفعل چهار قاعده خصوصى جارى مى‏شود

1 - در مضارع معلوم از صيغه‏هاى 4 و 5 غائب و شش صيغه مخاطب كه دو تاء در اول صيغه جمع مى‏شود جائز است تاء دوم را كه تاء باب است بياندازيم مثلا تتصرف تصرف تتصرفان تصرفان و همينطور...

2 -هر گاه فاء الفعل اين باب يكى از دوازده حرف ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ باشد جائز است كه تاء باب را همجنس فاء الفعل نموده در آن ادغام نماييم و در مواردى كه لازمه اين عمل سكون اول كلمه است چون ابتداء به ساكن محال يا مشكل است همزه وصل مكسورى در اول كلمه درمى‏آوريم بنا بر اين تثبت...

اثبت يثبت اثبت ليثبت اثبت تتبع...

اتبع يتبع اتبع ليتبع اتبع تدثر...

ادثر يدثر ادثر ليدثر ادثر و از اين قبيل است ا فلم يدبرواما يذكرو ازينتلا يسمعونيشققفاصدقيضرعونفاطهروا

قرآن مجيد.

3 -در بعضى موارد چون فعل مضاعف به باب تفعل رود لام الفعل آن به ياء تبديل مى‏شود مانند ظن تظنن تظنى تظنى و از همين قبيل است تسرى و تصدى 4 در مصدر ناقص واوى باب تفعل واو لام الفعل قلب به ياء مى‏شود و ياء ما قبل خود را مكسور مى‏كند همچنان كه در مصدر ناقص يائى آن نيز ياء ما قبل خود را مكسور مى‏نمايد مانند ترجو ترجى ترجى و تولى تولى

صرف بعضى از قسمتهاى اين باب چنين است مضاعف تخلل يتخلل تخلل ليتخلل تخلل مثال توهم يتوهم توهم ليتوهم توهم ناقص تعدى يتعدى تعدى ليتعد تعد لفيف تولى يتولى تولى ليتول تول .

معانى باب تفعل باب تفعل در نه معنى زير به كار برده مى‏شود

1 - مطاوعه مانند ادبته فتادب همانطور كه از مثال معلوم است فاعل اين باب در اين معنى مفعول باب تفعيل است از اين رو گفته مى‏شود باب تفعل براى مطاوعه باب تفعيل مى‏باشد مطاوعه معناى غالبى باب تفعل است.

2 -تكلف يعنى بزحمت و مشقت كارى را بر خود تحميل كردن مانند تشجع بزحمت از خود شجاعت نشان داد تحلم بزحمت حلم را بر خود تحميل كرد.

3 -اتخاذ به همان معنى كه در باب افتعال گذشت مانند توسد متكا تهيه كرد توسد الحجر سنگ را براى خود بالش قرار داد تبنى زيدا زيد را بفرزندى گرفت.

4 -طلب يعنى خواستن معناى فعل مانند تعجلت الامر خواستم كار زود انجام گيرد تنجزت الوعد وفاى به وعده را خواستار شدم.

5 -تدريج مانند تجرع الماء آبرا جرعه جرعه نوشيد تفهم المساله مساله را اندك اندك فهميد .

تجنب يعنى اجتناب كردن فاعل از معناى فعل مانند تاثم از گناه دورى كرد تذمم از مذمت كناره گرفت.

7 -صيرورت يعنى به حالتى درآمدن مانند تايمت المراه زن ايم بى‏شوهر شد.

8 -شكايت مانند تظلم از ظلم شكايت كرد .

9 - معناى ثلاثى مجرد مانند بسم يا تبسم لبخند زد

 فصل ۷ باب  تفاعل

مانند ضرب تضارب يتضارب تضارب قواعد 1 و 2 و 4 باب تفعل عينا در باب تفاعل نيز جارى مى‏شود بنا بر اين الف تتضارب تضارب تتضاربان تضاربان و...

ب تتابع...

اتابع يتابع اتابع ليتابع اتابع تثاقل...

اثاقل يثاقل اثاقل ليثاقل اثاقل و همينطور تدارك تذابح تزاور تسارع تشاعر تصاعد تضارع تطابق تظاهر ج تداعو تداعى تداعى توالى توالى صرف بعضى از قسمتهاى اين باب چنين است مثال تواعد يتواعد تواعد ليتواعد تواعد اجوف تعاون يتعاون تعاون ليتعاون تعاون ناقص تراضى يتراضى تراضى ليتراض تراض لفيف تساوى يتساوى تساوى ليتساو تساو مجهول تعوون يتعاون ليتعاون .

معانى باب تفاعل اين باب در پنج معنى بكار برده مى‏شود 1 مشاركت كه معناى غالبى اين باب است مانند تضارب زيد و عمرو .

تبصره سه باب مفاعله افتعال و تفاعل همانطور كه گذشت مى‏توانند در بيان مشاركت بكار روند با اين فرق كه بعد از باب مفاعله لازم است دو اسم ذكر شود يكى بصورت فاعل مرفوع و ديگرى بصورت مفعول منصوب ولى در دو باب ديگر مى‏توانيم يك اسم كه داراى افرادى است بياوريم مثلا بگوييم اختصم القوم و تضارب الرجلان و يا دو اسم كه در اين صورت هر دو بصورت فاعل خواهند بود مانند اختصم زيد و بكر تضارب زيد و بكر.

2 -مطاوعه مانند باعدته فتباعد او را دور كردم پس دور شد باب تفاعل براى مطاوعه باب مفاعله است.

3 -تظاهر و تشبه يعنى خود را به حالتى زدن مانند تمارض خود را به مريضى زد تجاهل خود را به نادانى زد.

4 -تدريج مانند توارد القوم جمعيت بتدريج وارد شدند.

5 -معناى ثلاثى مجرد مانند تعالى الله كه به معنى علا است يعنى خدا بلند مرتبه است‏

 فصل ۸باب افعال

مانند حمره احمر يحمر احمرار خصوصيت اين باب اين است كه غالبا در الوان و عيوب بكار مى‏رود و هميشه لازم است در بيان دو منظور از باب افعلال استفاده مى‏شود

1 - دخول فاعل در مبدا فعل كه معناى غالبى آن است مانند اسود الليل شب وارد سياهى شد احمر البسر خرماى نارس وارد قرمزى شد.

2 -مبالغه مانند احمر الحديد آهن بسيار سرخ شد .

صرف بعضى از قسمتهاى آن چنين است ماضى معلوم احمر احمرا احمروا احمرت احمرتا احمررن احمررت...

مضارع معلوم يحمر يحمران يحمرون تحمر تحمران يحمررن...

امر معلوم ليحمرر ليحمر ليحمر ليحمرا ليحمروا...

احمرر احمر احمر احمرا...

ماضى مجهول احمر به احمر بهما احمر بهم...

مضارع مجهول يحمر به يحمر بهما يحمر بهم...

 فصل ۳باب استفعال

مانند خرج استخرج يستخرج استخراج باب استفعال قاعده خصوصى ندارد و صرف اجمالى آن چنين است ماضى معلوم استخرج استخرجا استخرجوا...

مضارع معلوم يستخرج يستخرجان يستخرجون...

امر معلوم ليستخرج ليستخرجا ليستخرجوا...

استخرج استخرجا استخرجوا ماضى مجهول استخرج استخرجا استخرجوا...

مضارع مجهول يستخرج يستخرجان يستخرجون...

مضاعف استمد يستمد استمداد ليستمدد ليستمد ليستمد ليستمدا ليستمدوا...

استمدد استمد استمد...

مثال استوضح يستوضح استيضاح ليستوضح استوضح اجوف استقام يستقيم استقامه ليستقم استقم ناقص استفتى يستفتى استفتاء .

توضيح در مصدر اجوف باب استفعال مانند باب افعال پس از اين كه عين الفعل بجهت اجراء قواعد اعلال حذف شد بجاى آن يك تاء در آخر آورده مى‏شود مانند استقوام استقامه و از همين قبيل است استعاذه استفاده استحاله و...

يك مورد استثنائى ماده حيى حيا كرد چون به باب استفعال رود مى‏توان عين الفعل آن را پس از نقل حركت آن به ما قبل انداخت و چنين صرف كرد استحى يستحى استحاء .

معانى باب استفعال باب استفعال داراى هفت معنى است

1 - طلب كه معناى غالبى اين باب است مانند استغفر الله از خدا طلب غفران مى‏كنم استنصر طلب يارى كرد باب استفعال در بيان اين معنى متعدى است اگر چه از ثلاثى لازم باشد مانند استخرجت المعدن معدن را استخراج كردم.

2 -تحول مانند استحجر الطين گل سنگ شد.

3 -مفعول را بر صفتى يافتن مانند استعظمت الامر مطلب را بزرگ يافتم.

4 -مفعول را به صفتى متصف كردن مانند استخلفت زيدا زيد را جانشين خود قرار دادم.

5 -تكلف مانند استجرا جرات را بر خود تحميل كرد بزحمت جرات نشان داد.

6 -مطاوعه مانند ارحت زيدا فاستراح زيد را راحت كردم پس او

راحت شد.

7 -معناى ثلاثى مجرد مانند قر يا استقر آرام گرفت‏پرسش و تمرين‏1 افعال زير را به باب استفعال ببريد خرج مد امن وضح خار فتا وفى حبى غاث جاز حال.

2 -افعال تمرين سابق را به باب استفعال برده بدستور زير صرف كنيد معلوم ماضى فعل اول مضارع فعل دوم امر فعل سوم مجهول ماضى فعل چهارم مضارع فعل پنجم نهى فعل ششم و مضارع معلوم مؤكد به نون ثقيله فعل هفتم.

3 -معناى باب استفعال را در افعال زير معين كنيد استمر عبور كرد استنوق الجمل شتر نر ماده شد استجاز اجازه خواست استسلمت للموت آيا تسليم مرگ شده‏اى استوحش وحشت كرد استسقى طلب سقايت كرد استحسن زيد خالدا زيد خالد را نيكو يافت و استغشوا ثيابهم7 نوحو استعمركم فيها61 هودان رآه استغنى7 علقفما استكانوا لربهم76 مؤمنونان القوم استضعفونى150 اعرافابى و استكبر34 بقره

فصل ۶ باب تفعل

مانند صرف تصرف يتصرف تصرف

در باب تفعل چهار قاعده خصوصى جارى مى‏شود

1 - در مضارع معلوم از صيغه‏هاى 4 و 5 غائب و شش صيغه مخاطب كه دو تاء در اول صيغه جمع مى‏شود جائز است تاء دوم را كه تاء باب است بياندازيم مثلا تتصرف تصرف تتصرفان تصرفان و همينطور...

2 -هر گاه فاء الفعل اين باب يكى از دوازده حرف ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ باشد جائز است كه تاء باب را همجنس فاء الفعل نموده در آن ادغام نماييم و در مواردى كه لازمه اين عمل سكون اول كلمه است چون ابتداء به ساكن محال يا مشكل است همزه وصل مكسورى در اول كلمه درمى‏آوريم بنا بر اين تثبت...

اثبت يثبت اثبت ليثبت اثبت تتبع...

اتبع يتبع اتبع ليتبع اتبع تدثر...

ادثر يدثر ادثر ليدثر ادثر و از اين قبيل است ا فلم يدبرواما يذكرو ازينتلا يسمعونيشققفاصدقيضرعونفاطهروا

قرآن مجيد.

3 -در بعضى موارد چون فعل مضاعف به باب تفعل رود لام الفعل آن به ياء تبديل مى‏شود مانند ظن تظنن تظنى تظنى و از همين قبيل است تسرى و تصدى 4 در مصدر ناقص واوى باب تفعل واو لام الفعل قلب به ياء مى‏شود و ياء ما قبل خود را مكسور مى‏كند همچنان كه در مصدر ناقص يائى آن نيز ياء ما قبل خود را مكسور مى‏نمايد مانند ترجو ترجى ترجى و تولى تولى

صرف بعضى از قسمتهاى اين باب چنين است مضاعف تخلل يتخلل تخلل ليتخلل تخلل مثال توهم يتوهم توهم ليتوهم توهم ناقص تعدى يتعدى تعدى ليتعد تعد لفيف تولى يتولى تولى ليتول تول .

معانى باب تفعل باب تفعل در نه معنى زير به كار برده مى‏شود

1 - مطاوعه مانند ادبته فتادب همانطور كه از مثال معلوم است فاعل اين باب در اين معنى مفعول باب تفعيل است از اين رو گفته مى‏شود باب تفعل براى مطاوعه باب تفعيل مى‏باشد مطاوعه معناى غالبى باب تفعل است.

2 -تكلف يعنى بزحمت و مشقت كارى را بر خود تحميل كردن مانند تشجع بزحمت از خود شجاعت نشان داد تحلم بزحمت حلم را بر خود تحميل كرد.

3 -اتخاذ به همان معنى كه در باب افتعال گذشت مانند توسد متكا تهيه كرد توسد الحجر سنگ را براى خود بالش قرار داد تبنى زيدا زيد را بفرزندى گرفت.

4 -طلب يعنى خواستن معناى فعل مانند تعجلت الامر خواستم كار زود انجام گيرد تنجزت الوعد وفاى به وعده را خواستار شدم.

5 -تدريج مانند تجرع الماء آبرا جرعه جرعه نوشيد تفهم المساله مساله را اندك اندك فهميد .

زهرارازقی وشجاع الدین

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:43  توسط اول یک  | 

مهریه و نفقه

مهریه:
1- تعیین مهریه در عقد نكاح منقطع شرط صحت ولی در نكاح دائم این گونه نیست.
2- در تعیین مهریه واقع نگر باشیم و احتمالات منفی را نیز در نظر بگیریم.
3- بدانیم كه تعیین مهریه بالا، ایمن كننده ازدواج نخواهد بود و تعیین مهریه ناچیز هم توصیه نمی‌شود.
4- مهریه در سند نكاحنامه ذكر می‌شود و به صورت دین برعهده شوهر خواهد بود.
5- زن به مجرد ازدواج حق مطالبه مهریه را خواهد داشت ولی تقدس كانون خانواده و رعایت مصالح و توان مالی طرف قرارداد را نیز باید در نظر گرفت.
6- چنانچه مهریه در نكاحنامه ثبت شده، باشد، می‌توان آن را از طریق اداره اجرای ثبت اسناد و یا محاكم عمومی مطالبه نمود.
7- درصورتی كه مهریه وجه نقد باشد اداره ثبت و یا دادگاه با استفاده از شاخص ارائه شده توسط بانك مركزی نرخ آن را در روز مطالبه محاسبه خواهد كرد.
8- مهریه تا حدی كه رفع جهالت از آن شود باید برای طرفین مشخص باشد.
9- برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهریه می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

شرایط مهریه:
1- مالیت داشته باشد.
2- قابل تملك و نقل و انتقال باشد.
3- معلوم و معین باشد.
4- قدرت بر تسلیم و تسلم داشته باشد.

انواع مهر:
مهر المسمی: مهری است كه در عقد نكاح تعیین شده یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی گذارده شده است.
مهر المثل: مهری است كه در نكاح مفوضه البضع به حسب شرافت و اوضاع و احوال زوجه به او داده می‌شود. (ماده 1091 ق.م)
مهر السنه: مقدار آن 5/262 مثقال پول نقره مسكوك است.
مهر المتعه: مهری است كه در نكاح مفوضه البضع شوهر به زن مطلقه خود برای تعیین این مهر برخلاف مهرالمثل مهر و از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.
* مفوضه البضع: زوجه را در عقد نكاحی كه دائم بوده و مهر ذكر نشده باشد یا شرط عدم مهر شده باشد.
* مفوضه المهر: زوجه را در نكاح دائم (كه تعیین مقدار مهر را به اختیار شوهر یا زوجه یا ثالث گذاشته باشند.)

چند نكته:
- ممكن است مهر حال یا مدت دار باشد، اگر حال باشد زوجه می‌تواند بلافاصله بعد از عقد آن را مطالبه كند و تا وصول آن از تمكین نیز امتناع نماید.
- به مجرد عقد، زن مالك مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید.
- اگر مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد كه توسط بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر این كه زوجین در حال اجرای عقد به نحو دیگری توافق كرده باشند.

مهریه ریالی
به طوری كه قبلاً نیز بیان شده مادة 1082 قانون مدنی مقرر داشته ( به مجرد عقد زن مالك مهر می باشد و می تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید)
در سال 76 تبصره ای به ماده مذكور الحاق شد كه به موجب آن (چنانچه مهریه وجه رایج باشد) متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد كه توسط بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر این كه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی كرده باشند.
براساس تبصره فوق بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران طبق آئین نامه الحاق یك تبصره به ماده 1082 قانون مدنی مكلف است همه ساله شاخص سال قبل را تا پایان سه ماهه اول هر سال به قوه قضائیه ابلاغ نماید تا قوه قضائیه نیز شاخص مذكور را به واحدهای تابعه جهت اجرا ابلاغ نماید ( واحدهای تابعه : دادگاههای صالحه – سازمان ثبت اسناد و املاك كشور)
هرگاه مهریه وجه رایج باشد هریك از زوجین می تواند در خواست نماید تا میزان مهریه بر اساس شاخص بانك مركزی محاسبه و پرداخت گردد نحوه محاسبه مهریه وجه رایج عبارت از متوسط شاخص بها در سال قبل تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ضربدر مهریه مندرج در عقد نامه .


محاسبه مهریه به شرح فوق در صورتی كه زوجه برای وصول مهریه خود از طریق دفتر ازدواج و اداره ثبت اسناد محل اقدام نماید مرجع صالح برای محاسبه مهریه وجه رایج اداره ثبت اسناد می باشد و چنانچه از طریق دادگاه صالحه برای وصول اقدام گردد مرجع صالح برای محاسبه مهریه وجه رایج دادگاه صلاحیت دار خواهد بود.

نفقه:
نفقه یعنی تأمین هزینه زندگی زن كه شامل خانه، اثاثیه، منزل، غذا، لباس، دارو و درمان بوده كه از زمان عقد دائم برعهده شوهر است.
- محاسبه میزان نفقه بر مبنای شئونات خانوادگی زن، عرف و عادت ساكنان هر منطقه و وضع مالی مرد می‌باشد.
- نفقه عبارت است از مسكن، لباس، غذا، اثاث خانه كه به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد.
- هرگاه زن بدون مانع شرعی از ادای وظایف زناشویی امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.
- زنی كه همسرش از پرداخت نفقه به وی خودداری كند هم می‌تواند شكایت كیفری كند و هم می‌تواند دادخواست حقوقی بدهد.
- هركس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد و یا از پرداخت نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا 5 ماه حبس محكوم می‌نماید

نوشته شده توسط زینب و انسیه ۱/۱

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:28  توسط اول یک  | 

سوالات داغ داغ

مختلف یادگیری (ساده -متوسط -سخت و خیلی سخت )
ريشه اتّصال كدام است ؟
1) أصل
2) تصل
3) يصل
4) وصل

پاسخ
گزينه 4 صحيح است . اگر قبلا چنين موجودي نديده‌ايد بهترين راه حدس زدن جواب با توجه هم خانواده بودن اتصال و وصل است. اما قاعده اين است كه فعل‌هاي مثال در باب افتعال ، حرف عله‌شان به ت تبديل مي‌شود و به علت قرار گرفتن در كنار « ت » در افتعال ، يك ت مشدّد درست مي شود . اوتصال  اتّصال يادآوري : ( قواعد خاص باب افتعال ) : 1- حرف عله فعل ناقص تبديل به ت مي‌شود : اوتصال  اتّصال 2- ت افتعال ، اگر فاءالفعل ط و ظ و ص ض باشد به ط تبديل مي‌شود : اطّلاع ، اضطهاد ، اضطرار 3- اگر فاءالفعل « ز » باشد ، ت افتعال به د تبديل مي‌شود : ازتواج  ازدواج


قيمه در « لا قيمه لِدمائنا اَمامَ عَظمهِ الإسلامِ » چه حركت مي‌گيرد ؟
1) ًًً-ً
2) -َ
3) ُ -ُ
4) ِ-ِ

پاسخ
لا قيمهَ لِدِمَاءِ نا أمامَ عظمهِ الاسلامِ لاي نفي جنس اسم لا ، مبني بر فتح و محلا منصوب جارومجرور مضاف‌اليه و محلا مجرور مفعول‌فيه و منصوب مضاف‌اليه و مجرور مضاف‌اليه مجرور خبر لا و محلا مرفوع


«مَنصَر » چه نوع مشتقي است؟
1) اسم مبالغه
2) اسم مفعول
3) اسم مكان
4) اسم فاعل

پاسخ
گزينه 3 صحيح است. مي ‌دانيم كه مَفعَل وزن ساختن اسم مكان و زمان در ثلاثي مجرد است . مَنصَرْ نيز از حروف « ن ص ر» و بر وزن مَفعَل ساخته شده است بنابراين شكي نيست كه اسم مكان يا زمان است


«عليٌ» در عبارت «وكان اوّل هولاء بعد الرسولِ(ص) الامامُ عليٌّ» چيست ؟
1) عطف بيان
2) نعت
3) مضاف اليه
4) خبركان

پاسخ
و كان اولَ هولاءِ بعد الرسول (ص) الاميامُ عليّ (ع) حرف عطف فعل ناقصه خبر مقدم كان منصوب مضاف اليه مجرور ظرف منصوب مضاف اليه مجرور جمله معترضه اسم مؤخر كان مرفوع عطف بيان به تبع مرفوع جمله معترضه


صيغه مناسب براي تكميل « علي و زملاوه .... الي المدرسه » كدامست ؟
1) تَذْهَبن
2) يَذْهبُ
3) يَذْهَبْنَ
4) يَذْهَبونَ

پاسخ
عليُّ و زُمَلاءُ ه يَذَهبونَ إلي المدرسهِ مبتدا مرفوع حرف عطف معطوف به تبع مرفوع مضاف‌اليه محلاً مجرور خبر محلاً مرفوع فعل و فاعل « و » جار و مجرور


« پر كن ، پرنكن »
1) إِمْلَأْ ، لاتَمْلَأُ
2) إِمْلَأُ ، لاتَمْلَأْ
3) لَمْ تَمْلَأْ ، لَمّا تَمْلَأْ
4) إِمْلَأْ ، لاتَمْلَأْ

پاسخ
گزينه 4 صحيح است . فعل اول امر است كه در عربي از مضارع گرفته مي‌شود : - حروف مضارعه را حذف مي‌كنيم : تَمْلَأُ مْلَاُ - آخر آن را مجزوم مي‌كنيم : مْلَأُ مْلَاْ - چون با ساكن شروع شده ، همزه‌اي به اولش اضافه مي‌كنيم : إملَأْ يادآوري : علامت همزه فعل امر از عين‌الفعل گرفته مي‌شود. اگر عين‌الفعل مفتوح يا مكسور باشد ، همزه مكسور و اگر مضموم باشد همزه مضموم مي‌شود. فعل دوم نهي ( امر منفي ) است از لا + فعل مضارع مجزوم ساخته مي‌شود . بنابراين « لا تَمَلأْ » صحيح است .


ما هو الصحيح للفراغ ؟ « عندما يأتي الربيعُ تَبدو الارضُ صفحهً .....»
1) أخضرَ
2) الخضراءِ
3) خضراءً
4) خضراءَ

پاسخ
عندَ ما يَأتي الربَّيعُ تَبدو الأرضُ صفحهً خضراءَ ظرف منصوب ماي كافه فعل مضارع فاعل مرفوع فعل مضارع فاعل مرفوع مفعول منصوب صفت به تبع منصوب


ما هي الترجمه الدقيقهه للعباره التاليه ؟ : « إذا أراد العالمَ الاسلاميّ أن يَبدأ حياته الجديده فلابدّ له من الاستقلال التعليمي » : جهان اسلام اگر بخواهد ....
1) حيات دوباره‌اش آغاز شود ، چاره‌اي جز استقلال آموزشي ندارد .
2) زندگي نوينش آغاز شود ، ناچار بايد استقلال آموزشي را به دست آورد .
3) زندگي خود را دوباره شروع كند ، چاره‌اي براي او جز استقلال آموزشي نيست .
4) حيات جديد خود را آغاز كند ، ناگزير بايد استقلال آموزشي داشته باشد .

پاسخ
گزينه‌ي 4 درست است . حيات جديد خود را آغاز كند ، ناگزير بايد استقلال آموزشي داشته باشد . اولاً مي‌بينيم كه فعل ما معلوم است و مجهول نيست پس گزينه‌‍ي 1 نادرست است و ديگر اينكه « حياته الجديده » ناصحيح ترجمه شده است . در سه گزينه‌ي ديگر اين عبارت به گونه‌اي ديگر آورده است . گزينه‌ي 4 درست است . « ترجمه‌ي دقيق براي اين عبارت چيست ؟ اذا أراد العالَم الإسلامي أن يَبْدَأ حياته الجديده فلابّد لهِ منَ الاستقلال التعليميِ . » .


ميْز الخبر الذي يختلف إعرابه مع الأخبار الاخري:
1) هذا أبي
2) هذهِ اُمّي
3) هناك إخواني
4) هولاءِ إخواني

پاسخ
هناك إخوانـ ي ظرف منصوب خبر مقدم محلا مرفوع مبتداي موخر مرفوع تقديري مضاف اليه محلا مجرور


كيف كان الشيخٌ يُهيّيءُ زادَه ؟ كان....
1) يُنفق في سبيل الله
2) يُخرج في منتصف الليل
3) يَحمله علي ظهره
4) يُصلّي في المسجد.

پاسخ
گزينه 1 صحيح است . چگونه شيخ توشه‌اش را آماده مي‌كرد؟ شيخ در راه خدا انفاق مي‌كرد و به اين وسيله توشه سفر آخرتش را آماده مي‌كرد. گزينه‌هاي غلط: 2: در نيمه شب بيرون مي‌رفت 3: آن را بر پشتش حمل مي‌كرد 4: در مسجد نماز مي‌خواند سوالات متوسط
 

در عبارت « قال لئن لم يهدني ربّي لا كوننَّ من القوم الضالين » چند فعل معتل وجود دارد ؟
1) چهار
2) دو
3) پنج
4) سه

پاسخ
قال لئن لم يهد ن ي ربّ ي لأكوننَّ من القوم الضالين فعل ماضي فاعله هو مستتر حرف شرط عامل جزم لَـ + اِن حرف جزم عامل جزم فعل مجزوم جزم به حذف حرف عله ن وقايه مفعول‌به محلا منصوب فاعل تقديرا مرفوع مضاف ‌اليه محلا مجرور فعل جواب شرط مبني برفتحه برروي نّ حرف جر مجرور به حرف جر صفت مجرور به ين


« قِ » در جمله « وَقِهم عذاب الجحيم » چه كلمه‌اي است ؟
1) فعل ماضي ناقص
2) فعل امر از وقي
3) فعل امر از قوي
4) حرف

پاسخ
وَ ق هم عذاب الجحيم حرف عطف فعل امر فاعله انت مستتر مفعول‌به محلا منصوب مفعول‌به ثاني منصوب مضاف‌اليه - مجرور


در كدام مصدر حرف عله حذف شده است ؟
1) ملاقاه
2) القاء
3) اعتداء
4) اطاعه

پاسخ
گزينه 4 صحيح است . قاعده : اگر فعل اجوف به بابهاي افعال يا استفعال برود ، حرف عله‌اش حذف شده و به آخر مصدر ، ه اضافه مي‌شود : افاله ، استفاله اطاعه مصدر باب افعال از « ط و ع » است : اِطواع  اطاعه در ساير گزينه‌ها : ملاقاه مصدر مفاعله براي « ل ق ي » است : ملاقَيَه  ملاقاه القاء مصدر باب افعال از « ل ق ي » است : القاي القاء اعتداء مصدر باب افتعال از « ع د و » است : اعتداو  اعتداء


خبر انّ در « انَّني أنا الله لا اله الّا اللّه » كدام است ؟
1) لا اله الّا اللّه
2) انا
3) انا الله
4) الله

پاسخ
انَّني أنا اللّهُ لا الهَ الّا اللّهُ حرف مشبهه بالفعل و اسم آن ضمير بارز « ي » محلا منصوب ضمير فصل خبر إنّ مرفوع لاي نفي جنس اسم لاي نفي جنس مبني بر فتح حرف استثناء مستثني مفرّغ مرفوع به اعراب خبر محذوف


كدام كلمه جامد است ؟
1) مَدخَل
2) رعايه
3) الضّالين
4) خضراء

پاسخ
گزينة 2 درست است . اين تست ها راهم ميتوان با حذف گزينه و هم مي‌توان با استدلال حل كرد . استدلال: رعايه بر وزن فعاله است و اين وزن مخصوص مصدرهاي ثلاثي مجرد است .پس رعايت يك مصدر جامد است . حذف گزينه : مَدخَل بر وزن مفعل ،اسم مكان است الضالّين بر وزن الفاعلين از حروف «ض ل ل » و اسم فاعل است و خضراء بر وزن فعلاء صفت مشبهه است.


كدام فعل معرباست ؟
1) تَنْصُرينَ
2) اُنْصُروا
3) نَصَرْتُم
4) تَنصُرنَ

پاسخ
گزينه 1 - از ميان انواع و اقسام فعل‌ها فقط 12 صيغه از 14 صيغه مضارع ، معرب هستند. فعل‌هاي ماضي ، فعل‌هاي امرمخاطب و فعل‌هاي جمع مونث مضارع ( صيغه 6 و 12 ) همگي مبني هستند. تنصرينَ بر وزن تَفعُلينَ يك فعل مضارع خوب است و رفع و نصب و جزم را مي‌پذيرد . اُنصرُوا ( فعل امر براي مخاطب جمع ) ، نَصَرْتم ( فعل ماضي ) و تَنصُرنََ ( جمع مونث ) همگي مبني هستند و علامت آخر آنها ربطي به اعرابشان ندارد .


ايماناً در عبارت « افضلكم ايماناً احسنكم اخلاقاً » چيست ؟
1) حال
2) تمييز
3) مفعول‌به
4) مفعول‌مطلق

پاسخ
گزينه 2 صحيح است . « ايماناً » يك اسم جامد ، نكره و منصوب است كه پس از اسم تفضيل « أفضل » آمده و معني آن را كامل كرده است . پس تمييز است . گزينه‌هاي غلط : 1- حال مشتق است . 3- مفعول‌به براي كدام فعل يا اسم فاعل ؟ 4- مفعول‌مطلق براي كدام فعل ؟ ( ايماناً از مفعول‌مطلقهايي نيست كه فعلشان حذف مي‌شود. ( نكتة 203 ) ترجمه : برترين شما از نظر ايمان ، بهترين شما از نظر اخلاق است . ( كسي است كه اخلاقش بهتر باشد . )


ما هو نوع الخبر في:« الكتابُ علي المنضدهِ مفتوحٌ»
1) مفرد
2) شبه جمله
3) جمله اسميه
4) جمله فعليه

پاسخ
الكتابُ علي المنضدهِ مفتوحٌ مبتدا مرفوع جارومجرور خبر مرفوع


كيف عاقب الصحابيُّ الرجلَ؟
1) بالاعتذار منه
2) بالمغفره منه
3) بالكلام السَّيي
4) بالخُلق الكريم

پاسخ
گزينه 4 صحيح است . صحابي چگونه مرد را تنبيه كرد؟ صحابي با پاسخ نيكي كه به مرد داد و با اخلاق نيكش مرد را تنبيه كرد ( بالخلق الكريم) ترجمه گزينه‌هاي غلط : 1: با عذر خواهي از او 2: با بخشيدن او 3: با كلام زشت (بد)


اقرا النصّ التالي بدقه ثم أجب عن الاسئله رقم 53 حتي 58 بما يناسب النصّ حُكي انّ عصفورهً بنَتْ لصغارها عُشّاً في مزرعه و كانت توصي صِغَارَها بمراقبه حركات صاحب المزرعه . في أحد الايام أخبر الاطفالُ اُمَّهم أنَّ الزّارع قد قرَّر أن يَجمع محصولَ القمح بمساعده الجيران و لهذا سيهدمون عُشّهم ! هدَّأتهم الاُمُّ و قالت : لا تخافوا الخطر لا يُهدّدنا!.... بعد أيامٍ أخبرها الأطفالُ أنّ الزارع نَفسه سيَبدأ الحصادَ غداً ! عندئذٍ قالت الاُمُّ : الان يَجب علينا أن نَرحل ،لأنّ الانسان حينما يَتَّكل علي غيره لن يَقوم بعمل مهمّ و لكن حينما يعتمد علي نفسه يجب أن نخاف منه! كيف يستطيع الزارع أن يجمع المحصول؟: يستطيع عندما.....
1) يساعده الجيران
2) يعتمد علي نفسه
3) يهدم عشّ العصفور
4) قرّر أن يجمع المحاصيل

پاسخ
متن زير را با دقت بخوان سپس به سئوال‌هاي شماره 53تا58 متناسب متن پاسخ بده : حكايت شده است كه گنجشكي براي كودكانش لانه‌اي در مزرعه ساخت و كودكانش را توصيه مي‌كرد به اينكه مراقب حركات صاحب مزرعه باشند در يكي از روزها كودكان به مادرشان خبر دادند كه كشاورز قرار گذاشته كه محصول گندم را با كمك همسايه‌هايش جمع آوري كند و براي اين لانه‌شان را خراب خواهند كرد!مادرآرامشان كرد و گفت: نترسيد خطر تهديدمان نمي‌كند ! ..... بعد از روزها كودكان خبر آوردند برايش كه كشاورز فردا خودش درو كردن را آغاز خواهد كرد ! در اين هنگام مادر گفت: الان بايد برويم زيرا انسان هنگامي كه به غير از خودش اتكا كند هرگز براي عمل مهمي قيام نمي‌كند ولي هنگامي كه به نفسش اعتماد كند بايد از او بترسيم ! پاسخ سؤال : گزينه 2 صحيح است . كشاورز چگونه مي‌تواندمحصول جمع آوري كند؟ هنگامي مي‌تواند كه..... طبق جمله « حينما يعتمد علي نفسه ... » كشاورز هنگامي مي‌تواند محصول جمع كند كه بر خودش اعتماد كند (اعتماد به نفس داشته باشد) ترجمه گزينه‌هاي غلط : 1: همسايه‌ها كمكش كند 3: لانه گنجشك را نابود كند 4:قرار بگذارد كه محصولات را جمع آوري كند.
 
سوالات سخت
كم فعلاً اجوفاً في العباره التاليه ؟ « رأيتُ هذه الايه في القرآن الكريم و هي تقول : ( فأقيموا الصلاهَ و آتوا ا لزكاه و أطيعوا اللّه و رسوله )
1) اثنان
2) ثالثه
3) أربعه
4) خمسه

پاسخ

الصلوه و آتوا الزكوه و اَطيعوا اللّه و رسول هـ مفعول‌به و منصوب علامت نصب فتحه حرف عطف غيرعامل فعل امر فاعله « و » مفعول‌به و منصوب علامت نصب فتحه حرف عطف غيرعامل فعل امر فاعله « و » مفعول‌به منصوب به فتحه حرف عطف غيرعامل معطوف و منصوب مضاف‌اليه و محلا مجرور


ما هو الخبر في « لي اخٌ يُحبُّ المطالعه كثيراً »
1) كثيراً
2) يُحب المطالعهَ كثيراً
3) أخٌ
4) لي

پاسخ

لي أخٌ يُحبُّ المطالعهَ كثيراً خبر مقدم محلا مرفوع جارومحلا مجرور مبتداي موخر مرفوع جمله وصفيه به تبع محلا مرفوع فعل و فاعل « هو » مستتر مفعول‌به منصوب مفعول‌مطلق منصوب


ميّزالخطأ فيما يلي :
1) الشَّمسُ مشرقهٌ
2) المطالعهُ غِذاءٌ
3) المجاهدهُ واجبٌ
4) حمزهُ شهيدٌ

پاسخ

المجاهدهٌ واجبهٌ مبتدا مرفوع خبر مرفوع


كداميك باب انفعال است ؟
1) إِنتشار
2) إِنتظار
3) إِنكار
4) إِنْهدام

پاسخ

گزينه 4 صحيح است . إنهدام بر وزن « إنفعال » مصدر ثلاثي‌مزيد و به معني « نابودشدن » است . گزينه 1 : در بابهاي ثلاثي‌مزيد وقتي « ن » و « ت » كنار هم آمدند و بين دو باب « إنفِعال » و « إفتِعال » شك كرديد ، بدانيد از باب إفتعال‌اند و « ن » از حروف اصلي‌شان مي‌باشد . گزينه 2 : عقب گرد به گزينه 1 . گزينه 3 : « إنكار » براي اينكه در باب « إنفِعال » باشد ، يك حرف كم دارد . إنكار بر وزن « إفعال » مصدر ثلاثي‌مزيد و به معني « نشناختن » است .


كدام كلمه مفرد است ؟
1) دموع
2) صخور
3) زيوت
4) عروج

پاسخ

گزينه 4 صحيح است . « عُروج » مصدر ثلاثي مجرد ، مفرد و به معني « بالا رفتن » است . جمع مكسر مفرد ترجمه دُموع دَمع اشك چشم صُخور صَخره سنگ سخت زُيوت زَيت روغن زيتون


ميّز الخطأ للفراغ لايجاد اُسلوب المفعول المطلق : « المجاهدون .... الأعداء ....»
1) يقتلون - مُقاتِلاً .
2) يقاتلون - مُقاتلهً .
3) يقاتلون - قِتالاً .
4) يقتلون - قتلاً .

پاسخ

گزينة 1 صحيح است . گزينة نادرست را براي ايجاد مفعول‌مطلق در جاي خالي را مي‌خواهيم . مفعول‌مطلق مناسب ، مصدر از جنس فعل جمله است . در اين گزينه ، فعل جمله ، ثلاثي مجّرد است ، در حالي كه « مُقاتِلاً » ، اسم فاعل از باب ثلاثي‌مزيد مفاعله است . پس نمي‌تواند مفعول‌مطلق مناسب باشد . گزينه‌هاي غلط : 2 - يُقَاتِلونَ از باب مفاعله است ( يُفَاعِلُونَ ) و مصدر آن به طور مناسب آمده است . مُقاتلهً بر وزن مُفَاعَله. 3 - يقاتلونَ از باب مفاعله است . مصدر اين باب مي‌تواند به صورت مفاعله يا فِعال باشد . قِتال بر وزن فِعال و مصدر اين باب است . پس صحيح است . 4 - يقتلونَ ثلاثي‌مجّرد است و مصدر آن ، « قتل » مي‌باشد . پس « قتلاً » مفعول‌مطلق مناسب است .


« شرّا » در آيه شريفه « فَمَن يَعملْ مِثقال ذرهٍ شرّاً يَرَه » چيست ؟
1) تمييز
2) حال
3) مفعول‌به
4) مفعول‌مطلق

پاسخ

گزينة 1 صحيح است . « شرّاً » اسمي است جامد ، نكره و منصوب . اين اسم پس از « مثقال » آمده كه وزن را نشان مي‌دهد. پس تمييز است . ( از جمله رفع ابهام كرده .) تركيب : ترجمه : پس هر كس ذره‌اي كار بد انجام دهد آن را مي‌بيند.


در كدام گزينه نوع يا علامت اعراب منادي با بقيه تفاوت دارد ؟
1) يا اُختي !
2) يا أخويَّ !
3) يا إخواني !
4) يا أخي !

پاسخ

گزينة 2 صحيح است . در اين گزينه ، منادا « أخوين » بوده كه چون مضاف به « ي » متكلم‌وحده است ، « ن » آن حذف مي‌شود و به صورت « أخَوَّيَّ » در مي‌آيد . اعراب اين اسم مثني ، اعراب فرعي است . اما در ساير گزينه‌ها ، منادا چون مضاف به « ي » متكلم است ، اعرابش تقديري است . ( دقت كنيد كه « ان » در « إخوان » علامت مثني نيست .پس « إخوان » جمع مكسر است . پس وقتي مضاف واقع شود ، « ن » آن حذف نمي‌شود. چون مال خود كلمه است . )


اعراب مستثني در « ما نَزَلَ من السماء الّا مطر قليل » چيست ؟
1) مرفوع
2) منصوب
3) مجرور
4) مرفوع محلاً

پاسخ

گزينة 1 . « من السماء » جار و مجرور است و مستثني بايد فاعل و مرفوع باشد تا جمله كامل شود . « قليل » نيز صفت براي مستثني است . ترجمه : جز باران كمي از آسمان نازل نشد.


ما هو الصحيح؟
1) كلّ نظيف مومن
2) كلّ مومن نظيف
3) لا إيمان مع النظافه
4) لا نظافه مع الايمان

پاسخ

گزينه 2 صحيح است . مطلوب سئوال تعيين گزينه صحيح به تناسب متن است . از حديث پيامبر (ص) كه فرمودند: « النظافه من الايمان» ( پاكيزگي از ايمان است ) نتيجه مي‌گيريم كه هر مومني پاكيزه است (كل مومن نظيف) ترجمه گزينه‌هاي غلط : 1: هر پاكيزه‌اي مومن است 3: با پاكيزگي هيچ ايماني نيست 4: با ايمان هيچ پاكيزگي نيست

سوالات خیلی سخت
عيّن الخطأ :
1) أعملُ الثواب لِيرضي عنّي ربّي .
2) أنتنّ لم تخشين إلا الله .
3) لِيَرضي عنك ربُّك.
4) هنّ لن يدعون غير اللّه .

پاسخ

گزينه 3 صحيح است . با يك نگاه مختصر به گزينه‌ها معلوم مي‌شود قصد طراح تست ، بررسي عملكرد حروف جازم و حروف ناصب است . هرگاه ل به معني لأن يعني « براي اينكه » ترجمه شود عامل نصب است و هرگاه به صورت امري و « بايد » ترجمه شود ، عامل جزم است . به ياد داريد كه علامت جزم فعل ناقص ، حذف حرف عله از آخر آن است . - در گزينه 1 « ل » به صورت « براي اينكه » ترجمه مي‌شود و عامل نصب است . اعمل الثواب ليرضي عنّي ربّي : كار درست را مي‌كنم تا پروردگارم از من راضي باشد . - در گزينه 2 « لم » عامل جزم است . ولي چون بر سر فعل جمع مؤنث آمده ، تغييري در آن ايجاد نمي‌كند ( فعل جمع مؤنث مبني است ) انتنَّ لم تخشين الّا الله : شما به جز از خدا نمي‌ترسيد . - در گزينه 3- « ل » علامت امر است و عامل جزم بنابراين بايد حرف علّه از آخر فعل يرضي حذف مي‌شد . ليرضي عنك ربّك : بايد خدايت از تو راضي باشد. - در گزينه 4- « لن » عامل نصب است ولي چون بر سر فعل جمع مؤنث آمده ، تغييري در آن ايجاد نمي‌كند . هنّ لن يدعونَ غير اللّه : آنها جز خدا را نمي‌خوانند . صورت صحيح گزينه 3 : ليرضَ عنكَ ربُّك


ميّز الخطأ فيما يلي ( مِن فعل « نال يَنال » و فعل « باع يَبيع » ) :
1) أنتنّ نِلنَ
2) أنتنّ بِعنَ
3) هُنّ نِلنَ
4) هُنّ بِعنَ

پاسخ

گزينه 1 صحيح است . قبل از حل اين تست دو قاعده زير را يك بار مرور مي‌كنيم : در فعل‌هاي اجوف هرگاه بر اثر التقاي ساكنين حرف « الف » حذف شود ، براي تعيين علامت حرف قبل از « الف » : 1- اگر خواستيم فعل ماضي بسازيم ، علامت حرف قبل از

انسیه اومد بازم با مطالب داغش

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:22  توسط انسیه و زینب  | 

13 نکته ی ناب عربی

سلام بچه ها براتون چندتا نکته ی ناب عربی گذاشتم امیدوارم که به دردتون بخوره

 

1-  فعل غایب ( ماضی یا مضارع ) اگر درابتدای جمله قرار بگیرند ، به شرطی که فاعل به شکل اسم ظاهربعد از آن آمدهباشد  به شکل مفردمی آید ولی درجنس باآن مطابقت می نماید .

    مانند : سَمِع الطالبونَ کلامَ المعلم

            یسمَعُ الطالبان ِ کلام المعلم

           سمعَت الطالبات کلام المعلمة

2- اگر بعد از فعل غایب فاعل به شکل اسم نیامده باشد ، فعل حتماً صرف میشود . مانند:

       رجعوا مِن المدرسة       /    رجعنَ مِن المدرسة .

3- قاعده شماره 1و2 فقط برای افعال غایب می باشند وفعل مخاطب ومتکلم در همه حالت ها صرف میشود.

4- جمع مذکر سالم فقط برای اشخاص به کارمیرود .

5- اسم اشاره جمع ( هؤلاء / اولئک ) فقط برای اشخاص به کارمیرود . واگر اسم جمع ما غیر عاقل بود اسم اشاره رابه شکل مفرد مؤنث می آوریم . مانند :

      هذه اقلام .    تلک  ابواب .  اولئک رجال .     هؤلاء طالبونَ .

6- کلمات ( أیّها / أیّتها / یا / مّ درآخر اسم الله / ! ) درجمله از نشانه های مخاطب می باشند .

7- همانطورکه میدانید اسم مثنی دارای 2 علامت (ان ِ / ین ِ ) وجمع مذکر سالم هم دارای 2علامت (ونَ / ینَ ) میباشند . اما اینکه در کجا شما میبایست از هریک از این علامت ها استفاده کنید مطلبی است که درسال های بعد خواهید آموخت . ولی بدانید که هر جا شما با کلمه ای برخوردداشتید که باتوجه به نقش خود میبایست علامت رفع ـــُـ  رابگیرد از علامت (ان) دراسم مثنی و(ون) در اسم جمع مذکر سالم استفاده می کنیم . در حال حاضر بدانید که فاعل / خبر / مبتدا مرفوع هستند .

8- حرف (ن ) در آخر صیغه های مثنی وجمع مذکر غایب ومخاطب ومفرد مؤنث مخاطب مضارع به جای ــُـ  آمده است که به آن نون عوض رفع می گوییم .

9- اگر اسمی که بعد از اسم های اشاره جمع یا مثنی می آید ، (ال) داشته باشد اسم اشاره به شکل مفرد ترجمه می شود . به نمونه های زیر دقت کنید :

  هؤلاء الطالبونَ نظیفونَ . این دانش آموزان پاکیزه اند .

 هؤلاء طالبونَ نظیفونَ .  اینها دانش آموزانی پاکیزه اند .

10 – حروف (أ / ت / ی / ن ) برسرفعل ماضی می آیند وفعل ماضی راتبدیل به مضارع می کنند .

  صیغه های 1 /2  /3 /6 »»» ی می گیرند .  صیغه 13 متکلم وحده (أ) می گیرد . صیغه 14 متکلم مع الغیر ( ن ) می گیرد ومابقی صیغه ها ( ت ) می گیرند .

11- فاعل در زبان عربی همیشه بعد از فعل می آید .

13 – اگر انجام دهنده کار قبل از فعل بیاید فعل صرف میشود . مانند :

 الطالبونَ سمعوا کلام المعلم .

 الطالبات سمعنَ کلام المعلمة .

13- اسم اشاره همیشه به کلمه بعداز خوداشاره می کند وکاری به کلمات قبل وبعدتر از کلمه بعدی ندارد .

نوشته شده توسط زینب جووووووون و سارا جووووووووون  ۱/۱

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:11  توسط اول یک  | 

لیزوزوم

 دید کلی

هر یاخته ی یو کار یوتی دارای گروهی ازاندامکهای سیتوپلاسمی به نام لیزوزومهاست که عمل اصلی آنها گوارش درون یاخته‌ای و برون یاخته‌ای است. لیزوزومها کیسه‌های محتوی آنزیمهای هیدرولاز اسیدی یک غشایی هستند. غشای لیزوزوم شبیه غشای پلاسمایی است ولی مقدار لیستین آن زیادتر و ضخیم‌تر از غشای میتوکندری است و قابلیت تلفیق با غشاهای دیگر از جمله وزیکولهای آندوسیتوزی را دارد که علت آن زیاد بودن لیپیدهای غشایی است.


انزیم های لیزوزومی


لیزوزومها در سلولهای گیاهی ، جانوری و تک سلولیها وجود دارند. باکتریها لیزوزوم ندارند. لیزوزومها را در حکم کیسه‌های خودکشی و یا نارنجک درون سلولی می‌نامند که تخریب غشای آن می‌تواند موجب تجزیه مواد و اجزای درون سلول و در نتیجه لیزوزومها از غشا و ماده زمینه حاوی آنزیمهای مختلف تشکیل شده است.

آنزیمهای لیزوزومی عمل هیدرولازی دارند و ساختمان گلیکوپروتئینی دارند. این آنزیمها در PH اسیدی فعالند و PH مناسب عمل آنها حدود 5 - 4.5 است. در لیزوزوم انواع مختلفی از آنزیمهای هیدرولازی وجود دارند که تعدادی از آنها عبارتند از :


  • آنزیمهای هیدرولیز کننده پروتئین‌ها شامل پروتئاز و پپتیدازها. مثالهای این دسته از آنزیم‌ها عبارتند از کاتپسین ، کربوکسی پپتیداز A ، B ، C و گلوتامات کربوکسیلاز
    آنزیمهای هیدرولیز کننده لیپیدها مانند استرازها ، فسفولیپازها.


    • گلوسیدازها که بر روی مواد قندی اثر می‌گذارند مثل آنزیم آلفا 1 و 4- گلوکوزیداز ، بتا گلوکورونیداز ، آریل سولفاتاز A ، B بتا گالاکتورونیداز و آلفا مانوزیداز
    • آنزیمهای هیدرولیزکننده اسیدهای نوکلئیک مانند DNase ، RNase

    • فسفاتازها مثل اسید فسفاتاز ، فسفودی استراز ، فسفاتیدیک اسید فسفاتاز

    عوامل مخرب غشای لیزوزوم

    • عوامل مختلفی سلامت و تمامیت غشای لیزوزوم را از بین می‌برد که عبارتند از :


      هورمونهای جنسی یا استروئیدها ، ویتامین‌های قابل حل در چربی ( A ، D ، E و K ) ، عده‌ای از آنتی بیوتیکها و برخی آنزیمهای تجزیه کننده از عوامل شیمیایی مخرب غشای لیزوزوم هستند. کورتیزول نقش پایدارکننده غشای لیزوزوم را دارد.


      • عوامل زیستی: مانند ویروسها ، عوامل روحی مانند تنش ، اضطراب ، شوک ، خستگی ، کار سنگین از عوامل مخرب غشای لیزوزوم هستند. آرامش روانی ، اکسیژن کافی و تغذیه مناسب از عوامل پایدارکننده غشای لیزوزوم می‌باشند

نوشته شده توسط زهرا هاشمی پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 10:4  توسط اول یک  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر